اخبار ورزشی
القاب بزرگان فوتبال ایرانی
فوتبال/ در فوتبال ایران هر یک از
بزرگان صاحب یک نام و یک لقبی هستند که از سوی تماشاگران با آنها
صدا زده میشوند.
این نام گذاری و به عبارت بهتر لقب گذاری تنها مختص فوتبال ایران نیست و در
سراسر جهان بزرگانی بودهاند که از سوی هوادارانشان لقبی به آنها
داده شده است.
لقب ستارههاي خارجي
گل دراین باره نوشت: اگر فكر كردهايد فقط ايرانيها جوگير ميشوند
و ستارههايشان را راهي عرش ميكنند، سخت در اشتباهيد، زيرا پروژه
اعطاي لقب به سوپراستارهاي مستطيل سبز، وسعت جهاني دارد. در انگليس
پل گاسكويين را «گازا» و وين روني را به خاطر شباهت اخلاقياش به
گازا، «وازا» مينامند! در آلمان گرد مولر را «بمب افكن»
ميخواندند و به مهدي مهدويكيا و وحيد هاشميان خودمان لقبهاي
«موشك» و «هليكوپتر» دادند. در آرژانتين مارتين پالرمو را پس از
خراب كردن سه پنالتي در جريان يك مسابقه به كسب لقب «اللوكو» به
معناي ديوانه مفتخر كردند و ليونل مسي – بهترين بازيكن فعلي جهان-
به خاطر جثه بسيار كوچكش لقب «كك» دريافت كرد، هر چند در اسپانيا
او را «الديگو» و «مسيح» ميخوانند!
عشق فروشي روي سكو!
سالهاست هواداران فوتبال روي سكوهاي داغ استاديومهاي ورزشي با
هيجان و حلاوت ستارههاي محبوبشان را فرياد ميكنند و برايشان لقب
اختراع ميكنند. اين قصه نه مال امروز و ديروز است كه از دوران
جباريها و شيرزادگانها و بهزاديها آغاز شده و با پا طلاييها و
سر طلاييها و سيمخاردارها به حياتش ادامه داده است. با اين وصف
امروز اما انگار بوي گند مدرنتيه، سكوها را هم تسخير كرده است و
لقبها و شعارها بيشتر از آنچه از قفسه سينه و موجود تپندهاش
بيرون بجهند، از لابهلاي تراولهاي رنگارنگ سربرميآورند. شما هم
حتما آوازه بازيكنان زيادي را شنيدهايد كه بيشتر از استحقاقشان
روي سكوها تحويل گرفته ميشوند تا محبوبيت را بخرند! اي امان كه
لقب هم فروشي شد...!
علي پروين سلطان بيبديل فوتبال ايران
به روايتي ميتوان علي پروين را بزرگترين ستاره تاريخ فوتبال ايران
قلمداد كرد. بازيكن و سرمربي سالهاي دور و نزديك پرسپوليس و
تيمملي، چهره بسيار محبوبي كه زماني پرتعصبترين هواداران فوتبال
گرد او جمع شده بودند. پرسپوليسيترين آدم تاريخ از اوايل دهه 60
لقب سلطان را از تماشاگران دريافت كرد و در اواسط همين دهه، هنگامي
كه به طور توامان مربي- بازيكن سرخپوشان بود، اين عنوان به طور
كامل روي اسم پروين نشست و هنوز هم حتي جوانترين نسل هواخواهان
فوتبال ايران وي را با همين لقب ميشناسند. با اين همه جالب است
بدانيد پروين اولين سلطان فوتبال ما نبوده و سالها قبل از او
استقلاليها از علي جباري با اين عنوان ياد ميكردند اما اين آوازه
پروين بود كه سراسر كشور را تسخير كرد!
ناصر حجازي
كاپلوي وطني!
دومين دروازهبان قرن آسيا، ورژن استقلالي علي پروين براي هواداران
پرشمار آبيهاي پايتخت بوده است! استقلاليها علاقه بسيار زيادي به
حجازي داشتهاند و او تقريبا از پايگاه مردمي وسيعي هم اندازه
پروين سود ميبرده است. بعد از آنكه ناصرخان دروازهباني را كنار
گذاشت و تصميم گرفت مربيگري كند از سوي هواداران ضلع جنوبي ورزشگاه
آزادي با لقب «حجازي كاپلو» مورد استقبال قرار گرفت. بيش از آنچه
نتايج خوب حجازي با استقلاليها پشتوانه اعطاي چنين لقبي بوده
باشد، تيپ و قيافه ناصرخان موجب ميشد هواداران او را با سرمربي
خوشپوش و شيك سالهاي دور تيمهاي ميلان، رم و يوونتوس مقايسه
كنند. حجازي كاپلو برعكس همتاي پرسپوليسياش هنوز هم مشغول
سرمربيگري است.
علي كريمي
از ريوالدو تا جادوگر
علي كريمي يكي از بهترين فوتباليستهاي تاريخ كشورمان
بوده و با توجه به محبوبيت شگفتانگيزش، لقبهاي فراواني را از آن
خود كرده است. روزگاري به واسطه درخشش خيرهكننده در مسابقات غرب
آسيا، از كرمي با عنوان «مارادوناي آريايي» در روزنامههاي اردني
استقبال شد و روزگاري ديگر سران AFC او را «مارادوناي آسيا» قلمداد
كردند. از سوي هواداران نيز اولين لقبي كه به كريمي تعلق گرفت
عنوان «كريمي دنيلسون» بود كه طعنه به روزهاي اوج مهاجم ناگهان محو
شده فوتبال برزيل داشت. پس از آن تكنيك خارقالعاده كريمي با
ريوالدو قياس شد تا سكوهاي آزادي «كريمي ريوالدو» را صدا بزنند و
با اين همه طي سالهاي اخير همه محافل رسانهاي و مردمي فوتبال در
ايران روي لقب «كريمي جادوگر» براي شماره هشت ايراني به اجماع
رسيدند.
امير قلعهنويي
معروفترين ژنرال
عموما رسم بر اين است كه يك تيم فوتبال به ارتشي جنگي تشبيه شود و
بر همين اساس، در همه جاي دنيا هافبكهاي همه كاره و بازيگردانان
اصلي تيمهاي باشگاهي و ملي به ژنرالها تشبيه ميشدهاند. در
فوتبال ايران - مثلا پرويز قليچخاني، محمد صادقي، ايرج سليماني،
سيروس قايقران و كريم باقري در برهههاي گوناگون زماني چنين عنواني
را به ارث بردند. براي كسب اين لقب، نوعي كاريزما و اتوريته ذاتي،
ركني اساسي و بنيادين تلقي ميشد. در سالهاي اخير، امير قلعهنويي
توانست شش دانگ سند چنين لقبي را به خود بزند و براي خودش با چنين
عنواني جاي خوبي در رسانهها و ميان مردم باز كند. او امروز
محبوبترين مربي استقلال است كه ميكوشد راههاي اسطوره شدن را
تمرين كند!
علي دايي
شهريار فاميلي، سوءتفاهم تاريخي!
در مورد علي دايي اتفاق بسيار جالبي رخ داده است. بسياري تصور
ميكنند كه بعد از درخشش دايي در عرصه بينالمللي و ملي، رسانهها
لقب «شهريار» را براي او برگزيدند تا وي را به اسطوره آذريزبان
حوزه ادبيات معاصر كشورمان نسبت بدهند. با اين حال شايد كمتر كسي
بداند كه شهريار لقب خانوادگي و محلي دايي بوده كه در اوج گمنامي
در اردبيل به وي اطلاق ميشده است! در بين برادران دايي، گذشته از
بزرگترين پسر به نام حافظ، بقيه لقب خانوادگي و به نوعي اسم دوم يا
مستعار داشتند. محمد دايي با لقب كيكاووس، حسن دايي با لقب شهرزاد
و حسين دايي با لقب بهزاد شناخته ميشدند و در اين ميان علي دايي
عنوان «شهريار» را براي خودش برگزيده بود و اين مساله ارتباطي با
درخششهاي بعدي او نداشته است. دايي همچنين در برههاي از
بازيگرياش با لقب «دايي باتيستوتا» تشويق ميشد.
احمدرضا عابدزاده
عقاب آسيا با ماست
يكي از مشهورترين القابي كه در فوتبال ايران جابهجا
شده مربوط به احمدرضا عابدزاده است كه عنوان «عقاب آسيا» را از آن
خود كرد. اولين مرتبه، مجله دنياي ورزش بعد از قهرماني ايران در
بازيهاي آسيايي 1990 پكن اين عنوان را به عابدزاده داد. موضوع
مربوط به بازي فينال بين ايران و كرهشمالي شد كه گلر جوان تيم ملي
كشورمان از چهار پنالتي طوفان زرد، دو ضربه را مهار كرد و البته يك
ضربه به اوت رفت. استقلاليها در آن ايام در ترويج اين لقب براي
عابدزاده سنگتمام گذاشتند و البته پرسپوليسيها سالها بعد با
طراحي شعر جالب و مشهور «عقاب آسيا با ماست» اين پروژه را نهايي
كردند!
فرهاد مجيدي
كلينزمان جوان!
فرهاد مجيدي در روزهاي اوج درخشش براي استقلاليها، به محبوبيتي
عجيب و دور از انتظار دست يافت. او كه همين حالا هم از مشروعيت و
مقبوليت جوانياش روي سكوها بهره ميبرد، در دوران بلوغ خود در
عرصه فوتبال، لقب «مجيدي كلينزمان» را از آن خود كرد، هر چند كه
اين كلينزمان وطني بيشتر عمرش را خرج عربهاي همسايه كرد و حتي از
تيمملي هم دور ماند!
كريم باقري
واقعا كانتونا!
در عنفوان جواني، هواداران پرسپوليس و تيمملي در پاسداشت درخشش
فوق تصور كريم باقري، او را با اسطوره شماره هفت منچستريونايتد
مقايسه ميكردند و با فرياد «باقري كانتونا» سكوهاي آزادي را به
لرزه درميآوردند. كريم باقري كه براي فوتبال ايران كم از كانتونا
نداشت، براي همزادپنداري بيشتر با تماشاگران، مدتهاي مديدي يقه
پيراهن خود را بالا ميبرد تا با تقليد از عادت هميشگي كانتونا،
شباهت افزونتري با اين ابرستاره پيدا كند. البته نبايد ناگفته
بماند كه كريم در عرصه بازيهاي ملي بسيار وفادارتر از كانتونا
نشان داد!
منبع:فردا
تاریخ درج خبر:6/3/1389
بازگشت