دانستنی ها: فرهنگ و هنر
بیوگرافی عباس کیارستمی
دانستنی های فرهنگ و هنر/ عباس کیارستمی متولد اول تیرماه 1319 در تهران است؛ فارغ التحصیل نقاشی از دانشکدۀ هنرهای زیبا، و از هم نسلان و همگامان داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، علی حاتمی، بهرام بیضائی، امیر نادری، سهراب شهیدثالث و پرویز کیمیاوی. کیارستمی مسیر هنری اش را با طراحی جلد کتاب و ساخت فیلم های کوتاه تبلیغاتی آغاز کرد تا اینکه با طراحی پوستر و اجرای تیتراژهای استثنائیِ «قیصر» و «رضاموتوری» نزد اهالی سینما شهرت یافت. کیارستمی مهم ترین بانی راه اندازی بخش فیلمسازیِ «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» در اواخر دهۀ 40 بود و نخستین فیلم کانون را خود وی از روی یک ماجرای واقعی ساخت. نکته ای که کیارستمی را از سایر فیلمسازان متعلق به موج نوی سینما منحصر به فرد می کرد، ایده های بکر و سبک بدیع فیلمسازی او بود که از همان فیلم نخستش که اثری 35 میلی متری و نئورئالیستی به نام «نان و کوچه» بود، نمود پیدا کرد؛ فیلمی که به دلیل پیروی نکردنش از امتداد طبیعی سینما و قاعدۀ متداول فیلمسازی در آن دوره، و نیز وسواس و دقت در کارگردانی، کار را به بحث و جدل با مهرداد فخیمی فیلمبردار کشاند؛ جستجوی طولانی مدت کیارستمی برای یافتن کوچه و خانه ای مناسب، و به درازا کشیدن تصویربرداریِ بدون کاتِ یک سکانس در چهل روز تا روی بیننده تأثیری مضاعف بگذارد، از ویژگی های سبک و سیاق فیلمسازی او درآمد. فیلم مورد استقبال گستردۀ مخاطبان و تقدیر و ستایش هیئت داوران جشنوارۀ بین المللی فیلم های کودکان قرار گرفت. کیارستمی بعد از کارگردانی چند اثر کوتاه و نیمه بلند، «مسافر» را ساخت که فیلمی زمینه ساز در کارنامۀ وی ارزیابی می شود، از این جهت که المانهایی صوری و روائی در آن وجود دارد که تا به امروز، در همۀ آثار کیارستمی مشترکند؛ و آن سبک مستندگونه و ادغام دو ویژگی پارادوکسال یعنی سادگی و پیچیدگی است. آثار کیارستمی آغاز و پایان کامل و نتیجه گیری معمول نداشتند و مخالفانشان که عادت داشتند فیلم پایانی مشخص داشته باشد، آنها را "در تضاد با الفبای سینما" می خواندند. فیلم بلند «گزارش» که سال پیش از انقلاب به نمایش عموم درآمد، اولین اثر سینمای ایران بود که گزارشی عینی از روابط پیچیدۀ زوجی جوان در جامعه ای که در برزخ بین سنت و مدرنیسم دست و پا می زد، ارائه می داد و ترکیب واقع گرایی و هنر، و شکستن مرز ظریف بین آن دو در این اثر، منتقدان را غافلگیر کرد.

اما رنسانس سینمای کیارستمی در اوج محدودیت های بی حد و حصر هنریِ
دهۀ اول پس از انقلاب، با «خانۀ دوست کجاست» رخ داد. فیلمی که نه
نتیجۀ سانسور، بلکه سرچشمه گرفته از هوش ذاتی و نیروی خلاقیت و
ابتکار خود کیارستمی بود؛ اثر نمونه و کلیدیِ سینمای بعد از انقلاب
57 و نقطۀ عطفی برای کوشش های اصیل و نوآورانۀ کیارستمی. «خانۀ
دوست...» علاوه براینکه جریان خون تازه ای را به سینمای ایران
تزریق کرد، پنجره ای از ایران و سینمایش به سوی جهان گشود. فیلم از
زوایای بسیار قابل بررسی است: از جنبۀ ساختاری فیلمی مینی مالیستی
به شمار می رود که سعی در حذف زوائد فیلمسازی را دارد؛ از جنبۀ
محتوایی توانسته با بهره گیری از قصه ای ظاهرا ساده، با عبور از
سطح روزمرگی زندگی و عمق بخشیدن به آن، به طرح پیچیده ترین مفاهیم
انسانی و فلسفی برسد؛ و از جنبۀ اجتماعی - سیاسی، با نمایش فیلم در
سالهای پایانی جنگ تحمیلی و در اوج شرایط سیاسی بحرانی، قهرمان
کودک آن، سمبل ملت ایران و معصومیت و روحیۀ خستگی ناپذیرش قلمداد
شد. «خانۀ دوست...» را می توان تولد دوبارۀ زندگی حرفه ای کیارستمی
نامید، به این دلیل که با ارائۀ تعریفی نوین از پتانسیل ها و
قابلیت های سینما، او را به عنوان پایه گذار یک مکتب سینمایی
اوریژینال و یگانه به جهان معرفی کرد. سینمایی که با تکاملش در
«کلوزآپ: نمای نزدیک»، تمجید و تحسین بزرگان سینمای جهان مانند
تارانتینو، اسکورسیزی، هرتسوگ، گدار و مورتی را برانگیخت. آثار دهۀ
70 کیارستمی، همگی ستایش نامه هایی شورانگیز در وصف طبیعت، زندگی و
عشق را به تصویر می کشند؛ «زندگی و دیگر هیچ» و «زیر درختان زیتون»
در بطن فاجعه و مرگ و ویرانه های خانمان برانداز ناشی از زلزله، به
دنبال یافتن بهانه هایی برای ادامۀ زندگی اند؛ و «طعم گیلاس» و
«باد ما را خواهد برد» در ورای پوشش موضوعیِ مرگ، زیرکانه از زندگی
و شگفتی های آن سخن می گویند. تلفیق مایه های مستند با سینمای
داستانی، دیالوگ های زندگی وار و کنایه های طنازانه، عدم حضور
بازیگران حرفه ای، بهره گیری شاعرانه از مناظر روستایی، وسواس و
کمال گرایی در ترسیم عناصر، فقدان موسیقی، روایت مضمونی در قالب
های بصری مسحورکننده، رویارویی بین مرگ و زندگی، گفتگو بین شخصیت
ها در اتوموبیل و ایجاد تعلیق با تکرار وقایع، از خصوصیات بارز این
آثارند که برای بسیاری از فیلمسازان مهم نسل پس از کیارستمی، الهام
بخش بوده اند.
کیارستمی در طول پنج دهه کار فیلمسازی، هرگز از تجربه گرایی ابایی
نداشته و همواره در حد اعلایی کوشیده تا هرآنچه را که از دریچۀ
نگاهش "ضد سینما" تلقی می شود، از آثارش حذف نماید تا به رئالیسم
مدنظرش یعنی واقعیت عینی زندگی دست یابد. هر اثر او، حرکتی رو به
جلو و اتفاقی فرخنده برای سینما بوده و نکته ای تازه را به آن
افزوده است. در فصل پایانی «زیر درختان زیتون»، درست در نقطۀ اوج
عاطفی اثر که بیننده در عطش سهیم شدن در لذت و شادمانی شخصیت اصلی
می سوزد، کارگردان دوربین اش را بی رحمانه تا حد امکان از مرکز
ماجرا دور نگاه داشته و قهرمانانش را تنها می گذارد؛ در «طعم
گیلاس» با ایجاد هاله ای از ابهام و تردید حول شخصیت آقای بدیعی و
حذف انگیزه اش برای خودکشی، در ذهن بیننده صدها سؤال برمی
انگیزاند؛ در «باد ما را خواهد برد» حضور فیزیکی تعدادی از
پرسوناژها را حذف می کند؛ در «ده» با تبدیل فضای تنگ و محدود یک
اتوموبیل به فضایی سینمایی، حذف دکوپاژ، بهره گیری از دوربین
دیجیتال و فیلمبرداری از دو زاویه، به تجربه ای ناب دست می زند؛ در
«پنج» حیوانات و اجزای طبیعت را همچون نابازیگران به بازی گرفته و
با انواع ترکیب های قابل تصور صدا و تصویر، اثری فی البداهه خلق می
کند؛ و در نهایت در «شیرین» کل فیلمِ دارای فیلمنامه و دکوپاژ و
بازیگر را حذف کرده و از آن فقط صدا و موسیقی و واکنش های
تماشاگران را به مخاطب می دهد تا خود، فیلم را به طور کامل با توسل
به قدرت تخیلش بیافریند...
دامنه و تنوع جستجوگری های کیارستمی تنها به هنر سینما منتهی نمی
شود: کارگردانی و اجرای نمایش تعزیه در پاریس و رم، عکاسی، چیدمان،
شاعری، انتشار دو کتاب حافظ و سعدی به روایت کیارستمی، اجرای اپرای
موتسارت و ... از تجارب غنی کارنامۀ هنری این هنرمند محسوب می
شوند.
با اینکه جایگاه والای کیارستمی در تاریخ سینمای جهان غیرقابل
انکار است و نشانۀ آن اهدای نخل طلای کن و ده ها جوایز معتبر
سینمایی و افتخاری، و برگزیدن وی در مقام «ششمین» کارگردان برتر
سینمای معاصر دنیا از سوی هیئت منتقدین روزنامۀ گاردین می باشد، در
ایران به طرزی غریب بسیار کمتر از آنچه شایستۀ اوست، قدر دیده و
علاوه بر این، آثارش اغلب با سانسور و عدم نمایش مواجه شده اند.

(کیارستمی و ژولیت بینوش که در آخرین فیلم وی بنام "کپی برابر اصل" برنده جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم کن شد)
ژان لوک گدار دربارۀ کیارستمی گفته است: «سینما با گریفیث آغاز می
شود و با کیارستمی پایان می یابد.» علیرغم اینکه بسیاری به شدت با
این اظهارنظر گدار مخالفند، عده ای بر این باورند که در آینده
سینمای دنیا تحت تأثیر کیارستمی حرکت خواهد کرد؛ فیلمسازی که آثارش
به دلیل ژرفنای انسانی و فراملیتیِ مضامین، و درنتیجه قابل درک
بودنشان در سراسر جهان، مرزهای جغرافیایی و زمانی را درمی نوردند و
اصلا ماهیتِ اثر هنریِ اصیل و ارزشمند به گونه ایست که مخاطبش تنها
به ملیت و عصر هنرمند محدود نمی شود؛ زبانِ هنر جهانی و جاودانه
است و کیارستمی هنرمندی است متعلق به همۀ جهان که ایران هم جزئی از
آن به شمار می رود.
فیلمشناسی
کارگردان
نان و کوچه (فیلم کوتاه)
زنگ تفریح (فیلم کوتاه)
دو راه حل برای یک مسئله (فیلم کوتاه)
همسرایان (فیلم کوتاه)
مسافر (۱۳۵۳)
آ. ب. ث. آفریقا محصول سال ۲۰۰۱ ایران و فرانسه است (۱۳۵۶)
قضيه شکل اول، شکل دوم (۱۳۵۸)
اولیها (۱۳۶۳)
خانه دوست کجاست؟ (۱۳۶۵)
مشق شب (۱۳۶۷)
کلوزآپ (۱۳۶۸)
زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰)
زیر درختان زیتون (۱۳۷۲)
طعم گیلاس (۱۳۷۶)
باد ما را خواهد برد (۱۳۷۸)
آ. ب. ث. آفریقا (۱۳۷۹)
ده (۱۳۸۰)
پنج (۱۳۸۲)
بلیتها (۱۳۸۳)
جادههای کیارستمی (۱۳۸۴)
رومئوی من کجاست؟ (یکی از اپیزودهای هر کس سینمای خودش) (۲۰۰۷
میلادی)
شیرین (۲۰۰۸ میلادی)
کپی برابر اصل (۲۰۰۹ میلادی)
نویسنده
گزارش (۱۳۵۶)
اولیها (۱۳۶۳)
کلید (۱۳۶۴)
خانه دوست کجاست؟ (۱۳۶۵)
کلوزآپ (۱۳۶۸)
زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰)
سفری به دیار مسافر (۱۳۷۲)
زیر درختان زیتون (۱۳۷۲)
سفر (۱۳۷۳)
بادکنک سفید (۱۳۷۳)
طعم گیلاس (۱۳۷۶)
بید و باد (۱۳۷۷)
باد ما را خواهد برد (۱۳۷۸)
طلای سرخ (۱۳۸۲)
ده (۱۳۸۰)
بلیتها (۱۳۸۳)
جادههای کیارستمی (۱۳۸۴)
کپی برابر اصل (۲۰۰۹ میلادی)
جوایز
جایزه اول بخش روایی چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم جیفونی ایتالیا برای فیلم تجربه ۱۹۷۴
جایزه ویژه هیات داوران نهمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم مسافر ۱۹۷۴
جایزه تلویزیون ملی ایران در نهمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم مسافر ۱۹۷۴
دیپلم افتخار منتقدان، یازدهمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم لباسی برای عروسی ۱۹۷۶
جایزه اول جشنواره فیلمهای آموزشی مکزیکو برای فیلم دو راه حل برای یک مسئله ۱۹۷۶
نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم زیر درختان زیتون ۱۹۹۴
برنده نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم طعم گیلاس ۱۹۹۷
نامزد شیر طلایی جشنواره ونیز برای فیلم باد ما را خواهد برد ۱۹۹۹
برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره ونیز برای فیلم باد ما را خواهد برد ۱۹۹۹
نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم ده ۲۰۰۲
دریافت دکترای افتخاری دانشسرای عالی پاریس (اکول نرمال سوپریور)
دریافت نشان شوالیه ادب و هنر وزارت فرهنگ فرانسه
منبع:مهویزان به نقل از ویکی پدیا و دیگر منابع