دین و مذهب
گناهان کبیره
دانستنی های دینی و مذهبی/گناهان
کبیره در تعالیم دینی اسلامی گناهانی هستند که از گناهان عادی
بزرگتر و متفاوت هستند و در قرآن و روایات امامان شیعه بر مرتکبین
آنها وعده آتش دوزخ داده شده است.
در شماره و تعداد گناهان کبیره بین مذاهب مختلف اسلامی(شیعه و سنی)
اختلاف است. بعضی تعداد آن را ۲۵ و بعضی دیگر هفتاد شمردهاند.
خداوند در قرآن، در سوره نساء آیه ۳۱ میفرماید: ﴿إِنْ
تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ
سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا﴾ :«اگر از
گناهان بزرگی که نهی کرده شده اید دوری کنید گناهان شما را درگذریم
و اجتنابتان را از گناهان کبیره کفاره گناهان صغیره قرار دهیم و
شما را در جای بزرگ و شریفی که بهشت است در آوریم.»
بر اساس تعالیم دینی اسلامی، کسی که گناه کبیره از او سر زند و
توبه ننماید فاسق است و نمیشود در نماز باو اقتداء کرد و شهادتش
پذیرفته نیست و پس از مرگ مستحق عقوبت الهی است مگر اینکه فضل الهی
شامل حالش شود که از آنجمله شفاعت پیامبر اسلام و آل پیامبر است.
درباره شفاعت پیامبر اسلام گفته است که شفاعتم را برای صاحبان
گناهان کبیره از امتم ذخیره کردهام. شفاعت من برای صاحبان گناهان
کبیره از امتم میباشد، اما نیکوکاران، یعنی ترککنندگان کبائر،
برایشان راه مواخذه نیست.
تعریف گناه کبیره
1.هر گناهی که در قرآن و حدیث بر کبیره بودن آن تصریح شده
باشد(متجاوز از چهل گناه که در روایات اهلبیت پیامبر نام برده شده
است.).
2.هر معصیتی که در قرآن مجید یا سنت معتبر وعده آتش بر ارتکاب آن
رسیده باشد.
3.هر گناهی که در قرآن یا سنت معتبر از گناهی که کبیره بودنش مسلم
است بزرگتر شمرده شود.
4.هر گناهی که نزد متدینین و متشرعین بزرگ شمرده شود بطوری که یقین
حاصل شود که بزرگی آن منتهی بزمان معصوم میگردد، مانند نجس نمودن
مسجد از روی علم و عمد و بقصد هتک احترام خانه خدا، پرتاب کردن و
انداختن قرآن مجید.
5.تکرار گناه صغیره یا اصرار بر تکرار گناهان صغیره نیز خود گناهی
کبیره است.
فهرست گناهان کبیره در حدیثی از موسی بن جعفر
روایت است از موسی بن جعفر که روزی عمرو بن عبید نزد پدرم جعفر
صادق آمد و سلام کرد و نشست و این آیه را تلاوت نمود: «کسانی که
اجتناب میکنند از گناهان کبیره و فراحش...» (سوره شوری - ۳۵) و
ساکت شد.
حضرت فرمود چرا بقیه را نخواندی و ساکت شدی؟ عرض کردم خواستم
بفرمایید تا بدانم گناهان کبیره چیست؟ حضرت فرمود:
1.شرک به خدا: بزرگترین گناه
کبیره شرک به خداست و مشرک محروم از بهشت است چنان که میفرماید:
«هر که برای خدا شریک قائل شود خدا بهشت را بر او حرام گرداند و
جایگاهش آتش دوزخ باشد» (سوره مائده _ ۷۶)
2.نا امیدی از رحمت خدا: بعد
از شرک ناامیدی از رحمت خداست و هر که ناامید باشد کافر است چنان
که در قرآن میفرماید: «نومید مشوید از رحمت خدا همانا مایوس
نمیشوند از رحمت خدا مگر کافران» (سوره یوسف - ۸۷)
3.ایمنی از آزمایش: بعد از آن
ایمنی از آزمایش و مجازات است و کسی از آزمایش خداوند ایمن نمیشود
مگر زیان کاران چنان که در قرآن میفرماید: «از مکر خدا ایمن
نمیگردند مگر جماعت زیانکاران» (سوره اعراف - ۹۷) دیگری عاق پدر و
مادر شدن است و خداوند عاق را جبار شقی نامیدهاست چنان که در آیه
۳۲ سوره مریم میفرماید: «و به نیکویی به مادر توصیه نمود و مرا
ستمکار و شقی نگردانید»
4.قتل مومن: دیگری قتل مومن
است بدون حکم شرعی و خداوند جایگاه قاتل را جهنم قرار داده چنان که
میفرماید: «هر کس مومنی را به عمد بکشد مجازات او آتش جهنم است که
در آن همیشه مغرب خواهد بود و خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی
بسیار شدید برایش مهیا سازد» (سوره نسا - ۹۵)
5.تهمت: دیگری تهمت و نسبت
زنا دادن به کسی است و هر که چنین تهمتی بزند و عده عذاب به او
داده شده چنان که میفرماید: "کسانی که به افراد با ایمان نسبت زنا
دادهاند در دنیا و آخرت ملعون خواهند بود و به عذاب سخت معذب
خواهند شد» (سوره نور - ۲۳)
6.خوردن مال یتیم: و دیگر
خوردن اموال یتیم است که آن هم در آخرت جز عذاب ثمر دیگری ندارد
چنان که خداوند میفرماید: «آنان که اموال یتیمان را به ستمگری
میخورند در حقیقت آنها در شکم خود آتش جهنم فرو میبرند و به زودی
در آتش افروخته خواهند افتاد» (سوره نسا - ۱۱)
7.فرار از جنگ: و دیگر فرار
از جنگ است (که به دستور پیغمبر اسلام و یا امام و یا نائب خاص
پیغمبر و امام واجب شده باشد) چنان که میفرماید: «هر که در روز
جنگ فرار کرد همانا به طرف خشم و غضب خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ
که بدترین منزل است خواهد بود.»
8.خوردن ربا: و دیگری خوردن
ربا است که خداوند در حق ربا خورندگان میفرماید: آن کسانی که ربا
میخورند میفرماید: «آن کسانی که ربا میخورند مبعوث نمیشوند در
قیامت از قبرهای خود مگر مانند آن که شیطان ایشان را با مس کردن
مخبط کرده»
9.ساحر و جادوگر: دیگری سحر و
جادو کردن و یاد گرفتن و یاد دادن آن است و خدای متعال در مذمت
ساحران فرموده: «و محققا میدانند که هر که سحر کند، در عالم آخرت
هرگز بهرهای از بهشت نخواهد یافت».
10.زنا: دیگری زنا کردن است و
خدای تعالی وعده عذاب به زنا کنندگان داده چنان که میفرماید: «هر
که زنا کند کیفرش را خواهد دید و عذابش در قیامت مضاعف و دو چندان
شود و با ذلت و خواری به جهنم جاوید و ملخد گردد» (سوره فرقان -
۶۸)
11.قسم ناحق: و دیگری قسم نا
حق یاد کردن است. یاد کنندگان ناحق در آخرت بهرهای از رحمت الهی
ندارند چنان که میفرماید: «آنان که عهده خدا و سوگند خود را به
بهایی اندک بفروشد اینان را در آخرت بهره و نصیبی از رحمت خداوندی
نیست».
12.خیانت: و دیگری خیانت به
دین و مملکت و اموال و ناموس مردم نمودن است و خائن را نیز به کیفر
اعمالش میرسانند چنان که میفرماید: «هر کس خیانت کند روز قیامت
به کیفر آن خواهد رسید» (سوره آل عمران - ۱۵۵)
13.ندادن زکات: و دیگری ندادن
زکات است و خدای تعالی در حق مانعین زکات فرموده: «روزی که آن طلا
و ذخایرشان در آتش جهنم گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلویشان را
بدتن داغ کنند» (سوره توبه - ۳۵)
14.شهادت دروغ و کتمانش: و
دیگری شهادت دروغ و ناحق دادن است که در آیه ۷۲ سوره فرقان
میفرماید: «...هر کس به دروغ و ناحق شهادت دهد مومن نیست و مرتکب
گناه کبیره شدهاست». و دیگری کتمان شهادت نمودن است در جایی که
آبرو و یا جان و یا اموال مومنی در معرض تلف و خطر باشد چنان که
خدای متعال میفرماید:«شهادت را مخفی نکنید زیرا هر کس شهادت را
کتمان کند البته به قلب گناه کار است» (سوره بقره - ۲۸۳)
15.شراب خواری و ترک نماز: و
دیگری شراب خوردن است و خدای تعالی نهی از خوردن شراب و مسکرات
دیگر فرموده هم چنان که از بت پرستی نهی نمودهاست و دیگری ترک
نماز است و رسول خدا در ذم تارک الصلوة فرمود: «هر کس عمدا نماز را
ترک نماید از امان و پناه رسول خدا خارج است».
16.نقض عهد و قطع رحم: و
دیگری نقص عهد و قطع رحم نمودن است و خداوند ناقض عهد و قاطع رحم
را لعن نموده به قولش که میفرماید: «برای ایشان است لعن خدا و
منزلگاه بد نصیب آنهاست» (سوره رعد - ۲۵) پس عمروبن عبید از خدمت
آن حضرت خارج شد و سخت به خود میپیچید و گریه شدید مینمود و
میگفت هلاک شد آن که به رای خود فتوی میدهد و خود را در فضیلت و
علم برابر شما میداند.
فهرست گناهان کبیره از نظر سید عبدالحسین دستغیب
1.نومیدی از رحمت خدای تعالی
2.ایمنی از مکر و عقاب خدا
3.دروغ
4.آدمکشی: کشتن کسی که خدایتعالی کشتن او را تحریم کرده
و خونش را محترم دانسته مگر آن که جنبه قصاص و اجراء حدود الهی
داشته باشد.
5.عاق پدر و مادر شدن
6.خوردن مال یتیم به ستم
7.دروغ بستن به خدا و یا رسول خداو یا به اوصیاء او
8.فرار از جنگ
9.قطع رحم:از امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش
حدیث نقل شده است که فرمودند پدرم على بن حسین علیه السلام به من
فرمود: پنج گروه را در نظر داشته باش و با آنان همراهى و مصاحبت
منما من گفتم پدر جان آنها کیانند؟ فرمود:
1- بپرهیز از همراهى و رفاقت با دروغگو زیرا او به منزله سرابى است
که دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور مى سازد.
2- بپرهیز از رفاقت با فاسق زیرا او تو را مى فروشد به لقمه اى از
خوراکى یا کمتر از آن .
3- بپرهیز از رفاقت با بخیل زیرا او دست از کمک به تو به وسیله
مالش برمى دارد آنگاه که تو کاملا به آن نیاز مندى .
4- بپرهیز از رفاقت با احمق زیرا او مى خواهد به تو سود برساند ولى
به 66وسیله حماقتش ، به تو زیان مى رساند.
5- بپرهیز از رفاقت از قاطع رحم زیرا من یافتم او را که در سه جاى
قرآن به او لعن شده است ، خداى عزوجل فرموده است اگر از دستورات
خداوند رویگردان شوید جز این انتظار مى رود که در زمین فساد و قطع
پیوند خویشاوندى کنید آنها کسانى هستند که خداوند از رحمت خویش
دورشان ساخته ، گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور ساخته است .
امام باقر علیه السلام فرمودند: سه خصلت است که صاحب آنها قبل از
مرگشان و بال و سزاى آنها را خواهند دید، 1 - ظلم و ستم 2 - قطع
ارتباط با خویشاوندان 3 - قسم دروغ .
10.سحر و جادوگری
11.زنا:در اسلام، زنا از گناهان بزرگ است و در شریعت
ممنوع گشتهاست. در قرآن نیز آیاتی وجود دارند که شان نزول آنها
درباره تحریم زنا میباشد که به طور خاص میتوان به سوره نساء آیات
۱۵،۱۶،۲۲،۲۴،۲۵، سوره مائده آیه ۵، سوره اسراء آیه ۳۲، سوره نور
آیات ۲،۳،۸ و سوره فرقان آیه ۶۸، اشاره نمود. کوتاهترین آیه قرآنی
که در آن به صورت مختصر و مفید نسبت به حرام بودن زنا اشاره
شدهاست، در سوره اسراء آیه ۳۲ میباشد.
﴿"وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا ۖ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ
سَبِيلًا"﴾(سورهٔ اسراء-آیهٔ ۳۲)
ترجمه آیه: و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت، و بد راهی است.
در فرقهها و مذاهب مختلف اسلامی احادیث و روایات بسیاری در باب
تحریم زنا و آثار سوء زنا بر جامعه وجود دارد .امام رضا نیز در باب
آثار سوء زنا بر جامعه اینگونه گفته است: زنا، به علّت مفاسدی که
در بردارد، مانند: قتل نفس، از بین رفتن و مخدوش شدن اصل و نسب،
ترک تربیت کودکان، تباه شدن موضوع ارث و میراث و امثال این مفاسد،
حرام شده است.
در قرآن، سوره نور، آیات ۲ الی ۹، در بارهٔ مجازات زناکار و
شرایط اثبات گناه و شرایط اثبات بی گناهی، مطالبی بیان شدهاست:
« به هر زن زناکار و مرد زناکاری صد تازیانه بزنید و اگر به خدا و
روز بازپسین ایمان دارید در [کار] دین خدا نسبت به آن دو دلسوزی
نکنید و باید گروهی از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند (۲) مرد
زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار جز مرد
زناکار یا مشرک را به زنی نگیرد و بر مؤمنان این [امر] حرام
گردیدهاست (۳) و کسانی که نسبت زنا به زنان شوهردار میدهند سپس
چهار گواه نمیآورند هشتاد تازیانه به آنان بزنید و هیچگاه شهادتی
از آنها نپذیرید و اینانند که خود فاسقند (۴) مگر کسانی که بعد از
آن [بهتان] توبه کرده و به صلاح آمده باشند که خدا البته آمرزنده
مهربان است (۵) و کسانی که به همسران خود نسبت زنا میدهند و جز
خودشان گواهانی [دیگر] ندارند هر یک از آنان [باید] چهار بار به
خدا سوگند یاد کند که او قطعا از راستگویان است (۶) و [گواهی در
دفعه] پنجم این است که [شوهر بگوید] لعنت خدا بر او باد اگر از
دروغگویان باشد (۷) و از [زن] کیفر ساقط میشود در صورتی که چهار
بار به خدا سوگند یاد کند که [شوهر] او جدا از دروغگویان است (۸) و
[گواهی] پنجم آنکه خشم خدا بر او باد اگر [شوهرش] از راستگویان
باشد (۹)
زنا دارای موارد مختلفی است که برای هر کدام از آنها کیفرها و حدود
جداگانهای در اسلام وجود دارد.
زنای با محارم,زنای به عنف,زنای غیر محصنه,زنای محصنه
12.لواط:لواط واژهای است که
معمولاً در حقوق و علوم دینی به کار برده میشود و به آمیزش جنسی
مقعدی میان مردان اشاره دارد. قومی که لوط پیامبر آنان بود و در
سدوم زندگی میکردند به این عمل شهرت داشتند. این عمل در برخی
کشورها جرم است.
13.دزدی:دزدی یا سرقت در حقوق کیفری به گرفتن غیرقانونی
اموال دیگران بدون رضایت آنها میگویند. به کسی که عمل دزدی را
انجام میدهد دزد میگویند.
14.نسبت زنا دادن به زنان پاکدامن
15.کتمان شهادت
16.شهادت به ناحق دادن
17.شکستن عهد و پیمان
18.حیف در وصیت (که عبارت است از بیش از ثلث وصیت کردن):هنگامی
که فردی از دنیا می رود اموالش بعد از جداکردن دیون و بدهکاری هایش
بین بازماندگانش قسمت می شود.شرع این حق را به فرد داده است که می
تواند بعد از مرگش ثلث اموالش (یک سوم اموالش) را برای خودش وصیت
کند که مثلا ثلث مالش را در فلان راه خیر مصرف کنند. اما وصیت برای
بیشتر از ثلث مال نافذ نیست و منوط به اجازه وراث است.
19.مصرف نوشیدنیهای الکلی:امروزه تولید و مصرف نوشیدنی
های الکلی بکرات در فرهنگ ها و جوامع مختلف حتی با وجود محدودیت
های قانونی صورت می گیرد. ولی در دین اسلام، مصرف مشروبات الکلی به
شدت منع شده و خداوند در قران مجید آن را صراحتاً حرام کرده و از
گناهان کبیره شمرده است. در قرآن، آیات 219 سورۀ بقره، 90 و 91
سورۀ مائده و43 سورۀ نساء به این موضوع اشاره دارند. همچنین، در
احادیث و روایات اسلامی نیز بر حرام بودن مصرف الکل تاکید فراوان
شده است. بر اساس مطالعات و یافته های علمی، الکل اثرات زیانباری
بر روی عملکرد سیستم های مختلف بدن انسان از جمله سیستم گوارش،
کبد، عضلات، سیستم اعصاب مرکزی، چشم و قلب دارد
آیاتی از قرآن مجید در بارۀ مشروب خواری:
1- آیۀ 219 تا قسمتی از آیۀ 220سورۀ بقره : یسئلونک عن الخمر
والمیسر قل فیهما اثمٌ کبرٌ ومنافع للنّاس و اثمهما اکبرُ من
نفعهما و یسئلونک ماذا ینفقون قل العفو کذالک یبین الله لکم الآیات
لعلکم تتفکّرون (220) فی الدنیا و الآخرتط.
(آیه خطاب به خود حضرت پیامبر ص)در بارۀ شراب و قمار از تو می
پرسند بگو در آن دو گناهی بزرگ است و منافع (مادی)نیز برای مردم
دارند(ولی) گناه آن دو از سود آن ها بزرگتر است.(همچنین)از تو می
پرسند چه انفاق کنند؟ بگو افزون بر نیاز خود را . خداوند اینچنین
آیات خود را روشن برای شما بیان می کند تا شاید شما(220) در دنیا و
آخرت تفکر کنید.
2- آیۀ 43 سورۀ نساء:یا ایّه الذین آمنو لا تقربوالصلات وانتم
سکاری حتی تعلمو ما تقولون
ای کسانیکه ایمان آورده اید هنگامیکه مست هستید به نماز نزدیک
نشوید تا بدانید که در نماز چه می گویید.
3- آیۀ 90 سورۀ مائده:یا ایّه الذین امنو انما الخمر والمیسر و
الانصاب الازلام رجس ٌ من عمل الّشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون.
ای کسانی که ایمان آورده اید همانا شراب و قمار و بت ها وتیر های
قرعه ، پلید و از اعمال شیطان است پس از آن ها اجتناب کنید تا شاید
رستگار شوید.
4- إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ
الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ
وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم
مُّنتَهُونَ
همانا شیطان می خواهد به وسیله شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه
بیفکند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد. پس (با این همه
مفاسد) آیا دست برنمی دارید؟
20.ربا خوردن:ربا اصطلاحی در شریعت اسلامی است به معنی
گرفتن یک مال در عوض پرداخت مالی از همان جنس است بطوریکه میزان
یکی زیادتر از دیگری باشد. ربا به دو نوع ربای معاملی و ربای قرضی
تقسیم میشود و گرفتن آن در فقه اسلامی به شدت نهی شده، بطوریکه
گناه یک درهم ربا را بیشتر از هفتاد بار زنای با محارم دانستهاند.
قوانین موضوعه ایران هم ربا را جرم محسوب میکنند.
21.سحت (یعنی بهای چیزهای حرام و مزد کارهای حرام)
22.قمار:قمار به شرط بندی که میان دو یا چند نفر در یک
بازی انجام میگیرد گفته میشود. قمار میتواند به صورت سازماندهی
شده در مراکزی به نام کازینو یا قمارخانه توسط فردی بی طرف یا بانک
انجام بگیرد.قمار در اسلام جزو احکام حرام و غیر مجاز شمرده
میشود. با این وجود بسیاری از مراجع تقلید، ورقبازی را، اگر بدون
شرط بندی باشد، مجاز شمرده اند.
23.خوردن گوشت مردار و خوک و خون و گوشت هر حیوانی که هنگام ذبح
نام غیر خدا بر آن برده باشند، مگر آن که ضرورت خوردن این چند چیز
را ایجاب کند.
24.کم فروشی
25.رفتن و مهاجرت به مکانی که در آن جا انجام وظایف دینی میسر
نیست.
26.ظالم را در ظلمش کمک کردن
27.به کمک و پشتیبانی ظالم اعتماد داشتن
28.حقوق دیگران را بدون هیچ عذری نگهداشتن
29.قسم دروغ
30.تکبر:اولین و بدترین صفت رذیله که در داستان انبیا و
آغاز خلقت مشاهده مى شود، تکبر است و در منابع دینى و آثار علما به
عنوان «ام الفساد» و «اساس الکفر» خوانده شده است.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در تعریف تکبر فرمود:
«...وَ لَکِنَّ الْکِبْرَ أَنْ تَتْرُکَ الْحَقَّ وَ تَتَجَاوَزَهُ
إِلَى غَیْرِهِ وَ تَنْظُرَ إِلَى النَّاسِ وَ لَا تَرَى أَنَّ
أَحَداً عِرْضُهُ کَعِرْضِکَ وَ لَا دَمُهُ کَدَمِکَ؛ ... ولکن
تکبر آن است که حق را رها کنى و از حق به غیرش تجاوز نمایى [به این
صورت که] به مردم نگاه کنى، ولى آبروى هیچ کسى را مانند آبروى خود
[مهم] ندانى و خون او را مانند خون خود [داراى ارزش] ندانى [و همه
چیز خود را برتر بدانى].»
امام صادق علیه السلام فرمود: «کسى که نظرش این است که بر
دیگرى برترى دارد، جزء مستکبرین است.» حفص بن غیاث عرض کرد: همانا
خود را برتر مى دانم به این جهت که مبتلا به گناه نشدم، زمانى که
مى بینم دیگرى مرتکب معصیت شده است. حضرت فرمود: «هیهات! خیلى دور
است که خود را در این حال [نیز] برتر بدانى؛ چرا که ممکن است شخص
عاصى مورد غفران قرار گیرد، ولى تو را خداوند براى حساب رسى نگه
دارد. آیا قصه ساحران فرعون [که خداوند آنها را بخشید] را نخوانده
اى؟»
نشانه هاى تکبر
نشانه هاى تکبر بسیار است، از جمله اینکه متکبر انتظاراتى از
مردم دارد؛ انتظار دارد که دیگران به او سلام کنند، در ورود به
مجلس از او پیشى نگیرند، همیشه در صدر مجلس جاى گیرد، مردم در
برابر او کوچکى کنند، کسى از او انتقاد نکند و حتى پند و اندرز
نگوید، همه براى او امتیازى قائل شوند و حریمى نگه دارند، مردم در
برابر او دست به سینه باشند و همیشه از عظمت او سخن بگویند.
روشن است ظهور و بروز این حالات تابع درجه شدت و ضعف اصل تکبر است.
در بعضى همه این نشانه ها ظاهر مى شود و در بعضى قسمتى از اینها.
على علیه السلام فرمود: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ
مِنْ أَهْلِ النَّارِ فَلْیَنْظُرْ إِلَى رَجُلٍ قَاعِدٍ وَ بَیْنَ
یَدَیْهِ قَوْمٌ قِیَامٌ؛ هر کس مى خواهد مردى از اهل آتش را
ببیند، باید به کسى بنگرد که نشسته است، در حالى که گروهى جلوى او
ایستاده اند.»
شاخه هاى تکبر
در مورد تکبر تعابیر و مفاهیم مختلفى به کار مى رود، همچون
«خود برتربینى»، «خود محورى»، «خودخواهى»، «برترى جویى» و «فخر
فروشى» که همه ریشه در تکبر دارند، ولى از زوایاى مختلف فرق دارند.
کسى که صرفا خود را بالاتر از دیگران مى بیند، «خود برتربین» است.
کسى که به خاطر این خود برتربینى سعى دارد در همه جا و در همه
کارهاى اجتماعى همه چیز را قبضه کند، «خود محور» است. کسى که سعى
دارد در مسائل اجتماعى مخصوصا به هنگام بروز مشکلات تنها به منافع
خود بیندیشد و براى منافع دیگران ارزشى قائل نباشد، «خود خواه»
است. کسى که تلاش مى کند بر دیگران سلطه و سیطره پیدا کند، گرفتار
«برترى جویى» است و کسى که سعى دارد مال و ثروت و یا قدرت و مقام
خود را به رخ دیگران بکشد، «فخر فروش» است.
اقسام تکبر
1. تکبر گاهى در مقابل خداوند است، مانند تکبر ورزیدن شیطان در
مقابل فرمان خداوند که فرمود بر آدم علیه السلام سجده کنید! و
شیطان گفت: «لَمْ أَکُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ
صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»؛ «من هرگز براى بشرى که از گل
خشکیده اى که از گل بدبویى گرفته شده است، آفریده اى، سجده نخواهم
کرد.» و گفت: «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ
خَلَقْتَهُ مِنْ طِین»؛ «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده اى و
او را از گل.»
و یا مانند تکبر فرعون که گفت: «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى»؛ «من
پروردگار برتر شما هستم.» و نیز گفت: «ما عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ
إِلهٍ غَیْرِی»؛ «من خدایى جز خودم براى شما سراغ ندارم.»
2. گاه در مقابل انبیا و پیامبران است، مانند آنچه فرعونیان مى
گفتند: «أَ نُوءْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنا»؛ «آیا ما به دو انسان
(موسى و هارون) که همانند خودمان هستند، ایمان بیاوریم!» و یا قوم
نوح علیه السلام که به یکدیگر مى گفتند: «وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ
بَشَراً مِثْلَکُمْ إِنَّکُمْ إِذاً لَخاسِرُون»؛ «و اگر از بشرى
همانند خودتان (نوح علیه السلام ) اطاعت کنید، به یقین زیانکارید.»
3. و گاه تکبر در برابر بندگان دیگر خداست که مثالهاى فراوانى براى
آن متصور است.
31.اسراف:كاربرد عرفي اين واژه در معناي اقتصادي آن
موجب شده است كه به ابعاد و جوانب ديگر مسئله اسراف كم تر پرداخته
شده و يا به طوركلي ناديده گرفته شود. درحالي كه در نگاه قرآني و
نيز كاربردهاي واژه نشان مي دهد كه دامنه مفهومي آن نه تنها ابعاد
اقتصادي و هنجاري و اخلاقي بلكه حوزه اعتقادات را نيز شامل مي شود.
بنابراين در حوزه هاي كلامي و اعتقادي و جامعه شناسي و روان شناسي
و اصول اخلاقي و تربيتي و اقتصادي مي توان از اسراف سخن گفت و به
بررسي موارد و نيز علل و عوامل آن پرداخت.
واژه اسراف كه بيش از 23بار در آيات متعدد قرآن در اشكال مختلف به
كار گرفته، به معناي هرگونه كوتاهي و زياده روي و تجاوز از حد
اعتدال و گرايش به سوي افراط و حتي تفريط است. (لسان العرب؛ ابن
منظور؛ ج6 ص 243 و نيز مجمع البيان؛ طبرسي؛ ج5 ص192 والتحقيق؛ ج5
ص110) از اين رو تنها به معناي افراط و تفريط نيست و اختصاصي به
كوتاهي و يا زياده روي ندارد. هرچند بيش تر در معناي زياده روي و
افراط به كار مي رود ولي اين موجب نمي شود كه از اطلاق آن دست
برداريم و تنها به معني خروج از اعتدال به سمت و سوي زياده روي
بگيريم درحالي كه اين واژه دربردارنده هرگونه خروجي به سوي كم يا
زياده است. كمينه و يا بيشينه در هر امري را مي توان اسراف دانست.
در كاربردهاي قرآن اسراف اختصاص به امري خاص مانند امور اقتصادي
ندارد بلكه چنان كه گفته شد اين واژه در آيات قرآني به معناي
هرگونه خروج از اعتدال و ميانه روي در مسائل بينشي، منشي و كنشي به
كار رفته است.
از اين جهت گاه با مسئله قوام (حد وسط و اعتدال) هم معنا مي گردد و
خروج و تجاوز از حد وسط و ميانه، اسراف ناميده مي شود. (فرقان آيه
67) و گاه با مسئله فساد ارتباط مستقيمي پيدا مي كند (شعراء آيه
151 و 152)؛ زيرا هرگونه امري كه برهم زننده تعادل در امور باشد به
معناي اسراف خواهد بود و فساد نيز يكي از اين حالات خروج و برهم
زننده است.
از آن جايي كه آثار اجتماعي اسراف در حوزه هنجاري بسيار زياد و
تاثيرگذار است، خداوند ازمومنان مي خواهد كه همواره اعتدال و ميانه
روي در امور را سرلوحه خويش قرار دهند و با اسراف خويش موجبات
تباهي و فساد در جامعه و زمين را فراهم نياورند. (شعراء آيه 152)
بي گمان اسراف در همه حوزه ها آثار زيان باري به جاي خواهد گذاشت
كه از جمله آنها مي توان به دوري از محبت خدا (اعراف آيه 31 و
انعام آيه 141) و نيز سستي و ضعف در رسيدن به موفقيت در حوزه هاي
مختلف زندگي اشاره كرد. (آل عمران آيه 147) چنان كه اسراف در حوزه
اقتصادي موجب اتلاف منابع ثروت مي شود و رفاه فردي و عمومي جامعه
را با خطر مواجه مي سازد.
به هر حال قرآن، اسراف را به عنوان يك رويكرد ضد هنجاري شناسايي و
مورد تحليل قرار مي دهد و با اشاره به ابعاد مختلف و مصاديق و
موارد گوناگون و آثار زيان بار آن در دنيا و آخرت، از مومنان مي
خواهد كه خود را از آن رهايي بخشند و با دوري از شهوت پرستي (اعراف
آيه 81) و پرهيز از روحيه ناسپاسي وكفران نعمت (اسراء آيه 26) تكبر
و خودكامگي و استعمار و سيطره جويي (يونس آيه 31 ودخان آيه 44 و
نمل آيه 34) و عجب و خودبيني (يونس آيه 12) خود را از آن برهاند.
32.خیانت در امانت
33.غیبت:از دید فقه اسلام، غیبت کردن به معنای آشکار
کردن عیب مخفی مومن است. غیبت در اسلام از گناهان کبیره است و
بنابر روایات گناه بزرگتری از دروغ و زنا است.همچنین غیبت کردن در
عرف به معنی نقل بدیهای یک فرد در جمعی که او در آن حضور ندارد به
کار میرود. اصطلاح دیگری که معادل این معنای غیبت است، پشت سر کسی
بدگویی کردن یا پشت سر کسی حرف زدن است. زمانی آن چه که پشت سر کسی
گفته میشود غیبت نام میگیرد که اولاً آن فرد از شنیدنش ناراحت
شود، و دوم آن که آن حرف راست باشد. اگر آن چه که پشت سر فردی گفته
شده، راست نباشد، بهتان یا تهمت نام میگیرد.همانطور که غیبت کردن
حرام است، گوش دادن به غیبت هم گناه به حساب آمده و حرام می باشد.
از برخی روایات استفاده میشود که گوش کننده غیبت همانند غیبت
کننده است؛ چنان که امام علی(ع) فرمود:" گوش کننده به غیبت،
نیزغیبت کننده است."
34.سخن چینی:واژه "نمامي" در لغت برگرفته از نمَّ (ن م
م) به معني سخن چيني كردن و سخن گفتن براي اختلاف است، نميمه همان
سخن چيني و دو به هم زني است.
حقيقت سخن چيني همان افشاي سر و پرده دري است چه از طريق گفتار، چه
نوشتار چه رمز و اشاره. برخي "سعايت" را همان سخن چيني ميدانند با
اين تفاوت كه از كسي كه نزد او سخن چيني میشود بيم ضرر و اذيت
داشته باشد، مانند: سلاطين و امرا و حكّام. اين بدترين نوع سخن
چيني است و گناه آن بيشتر است و از دشمني و از مال دوستي ناشي
ميشود كه از پستي و خباثت شهوت و غضب (به معني عام آن) است.
در مقابل سخن چيني، صفت پسنديده اصلاح ذات البين است يعني آشتي
دادن ميان دو نفر كه خصومت بينشان ايجاد شده. نمامي و سخن چيني يكي
از بزرگترين گناهان است و اصلاح ذات البين يكي از وظايف مهم
خداپسندانه و انساني است.دو زباني نوعي از سخن چيني است كه وقتي
انسان بين دو نفر مخالف قرار ميگيرد با هر دو موافق باشد و موافق
ميلش صحبت كند. اين عمل عين نفاق است مگر اينكه بخواهد كينۀ كسي را
از دل ديگري بزدايد (كه اين همان اصلاح ذات البين است و مورد تأييد
شرع ميباشد.) شخص نمام به تعبير ادبا مانند هيزم شكني است كه
شعلههاي آتش اختلاف را مشتعل تر ميسازد
دلايل و انگيزههاي سخن چيني:
1- نظر سوء داشتن به ديگران و در صدد بدنامي ايشان بودن.
2- تفريح و سرگرمي
3- هرزه گويي و مجلس آرايي
4- تفرقه افكني و ايجاد تشويش
5- حسد (حسود نمیتواند آرامش ديگران را تحمل كند)
6- عقدۀ حقارت
7- انتقام جويي
8-اظهار محبت نسبت به مخاطب.
به هر حال شكي نيست كه سخن چيني از پست ترين كارهاي زشت است، چون
شخص سخن چين از دروغ، غيبت، مكر، بي وفايي، خيانت، دورويي، فساد
كردن ميان مردم و....بركنار نخواهد ماند. سخن چين در بريدن رشتهاي
كه خداوند امر به پيوستن آن فرموده، ميكوشد و در زمين فساد
ميكند.
امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «جز این نیست که
بزرگترین اقسام سحر، نمامی است که به واسطه آن بین دوستان جدایی می
اندازد و دشمنی را بجای صفا در بین کسانی که با یکدیگر یک رنگ
بودند قرار می دهد و به سبب سخن چینی خون ها ریخته می شود و خانه
ها خراب می شوند و پرده ها کشف می شود و نمام بدترین کسانی است که
روی زمین راه می رود».
35.سرگرمی به لهو و لعب:لهو و لعب یعنی حرکت پوچ و بی
معنی که صرفا برای کشتن وقت فراغت است و هیچ ثمری برای دین و دنیا
و آخرت آدمی ندارد. لهو و لعب امری است منفی، و مومن هرگز عمر خود
را به بطالت نمیگذراند.
خداوند راجع به خود می فرماید ما اهل بازی نیستیم:«و ما خلقنا
اسماء و الارض و ما بینهما لاعبین» (زمین و آسمان و آنچه را در
میان آنهاست از سر بازی نیافریدهایم.) و انبیا و مومنین را نیز از
لهو و لعب، دور میداند:«والذین هم عن اللغو معرضون مومنون » (و
مومنین کسانی هستند که کار لغو و بیهوده نمیکنند.)
امام باقر علیه السلام فرمود:«سرگرمی مومن چهار چیز است: رسیدگی به
مرکب سواری، گفتگو با برادران ایمانی، خلوت و همنشینی با همسر، و
نماز شب.»
امام سجاد علیه السلام در مناجات ذاکرین فرمود:«خدایا توبه می کنم
از هر لذتی بدون ذکر تو، و از هر راحتی بدون انس تو، و از هر شادی
بدون قرب تو، و از هر مشغولیتی در غیر مسیر طاعت تو ...»
بنابراین در نگرش اسلام، تفریح و سرگرمی باید دور از لغو و پوچی
باشد و هدفی والا در بر داشته باشد.
36.سبک شمردن حج و بی اعتنائی به آن
37.ترک نماز
38.ندادن زکات:«يا اَيّها الَّذينَ آمَنوا اَقيموا
الّصلاةَ وَ اَتُوا الزَّكاةَ»
«اي كساني كه ايمان آورده ايد نماز را به پا داريد و زكات را
بپردازيد».
احكام زكات:
زكات در نه چيز واجب است: گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاوف گوسفند
و اگر كسي مالك يكي از اين نه چيز باشد با شرايطي كه بعداً گفته مي
شود بايد از مقداري كه معين شده به يكي از مصرفهايي كه دستور داده
اند برساند.
سلت دانه اي است به نرمي گندم و خاصيت جو دارد زكات ندارد ولي علس كه مثل
گندم است و خوراك مردمان صنعا مي باشد زكاتش بنابر احتياط واجب
بايد داده شود.
شرايط واجب شدن زكات:
زكات در صورتي واجب مي شود كه مال به مقدار نصاب كه بعداً گفته مي شود برسد و
مالك آن، بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف كند.
بعد از آنكه انسان دوازده ماه مالك گاو و گوسفند و شتر و طلا و
نقربه بود بايد زكات آن را بدهد. ولي از اول ماه دوازدهم نمي تواند
طوري در مال تصرف كند كه مال از بين برود و اگر تصرف كند ضامن است
و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختيار او بعضي از شرطهاي زكات از
بين برود زكات بر او واجب نيست.
زكات گندم و جو و خرما و كشمش
زكات گندم و جو و خرما و كشمش وقتي واجب مي شود كه به مقدار نصاب برسند و
نصاب آنها288 من تبريز و 45 مثقال كم است كه207/847 كيلوگرم مي
شود. چون كه نظر اهل فن مختلف است اقرب اين است ك مقدار
نصاب193/849 كيلوگرم است و احتياط اين است كه مقدار كمتر را ملاحظه
نمايند.
اگر پيش از دادن زكات از انگور و خرما و جو و گندمي كه آنها واجب شده خود و
عيالاتش بخورند، يا مثلاً به فقير بدهد، زكات مقداري را كه مصرف
كرده واجب نيست.
در قرآن در اکثر موارد پرداخت زکات در کنار برپایی نماز آمدهاست،
که بیانگر اهمیت این حکم میباشد. آیه ۶۰ سوره توبه مصارف زكات را
چنین بیان می كند:
۱. فقیر (نیازمند)۲. مسكین (كسی كه در نهایت نیازمندی است)۳.
عاملین (مامورین جمع آوری مالیات)۴. مولفه قلوب (برای نزدیك كردن
كسانی كه احتمالا كدورتی از اسلام دارند)۵. آزاد سازی بردگان۶.
مقروضین۷. در راه خدا (مصارفی كه نفع عمومی دارند مانند ساخت مسجد
و مدرسه)۸. در راه ماندگان
39.اصرار بر گناهان کوچک
40.استمنا:خودارضایی یا جَلْق زدن (همچنین اِستِمناء
برای مردان و اِستِرجاز یا استِشهاء برای زنان) از روشهای
ارضای میل جنسی است، این عمل با انگیزش و تحریک اندام جنسی شخص از
سوی خودش و یا آلات مصنوعی و ابزارهای ماشینی نیز که آمیزش جنسی را
همانندسازی میکنند، انجام میگیرد و معمولاً انجام آن تا رسیدن به
اوج لذت جنسی ادامه پیدا میکند که در مردان همراه با بیرون پاشیدن
منی و در زنان بصورت اسپاسم (سفتی عضلانی) همراه با لذت شدید در
ناحیهٔ مهبل میباشد.
دیدگاه اهل سنت: اهل سنت نظرات متفاوتی را در مورد خودارضایی
دارند. برخی آن را در تمام اشکال و موارد حرام میدانند، برخی در
مواردی آن را مجاز میشمارند و برخی آن را مکروه میدانند.
دیدگاه شیعیان: از نظر شیعیان خودارضایی به طور کامل و در تمام
اشکال آن حرام میباشد. حتی به اعتقاد برخی مراجع دینی، خودارضایی
از «گناهان کبیره» است. با این حال بنا بر فتوای اکثر مراجع اگر
استمنا به دست همسر شخص انجام شود گناه به حساب نمیآید.
در این قسمت نظر شما را به مطالب پزشکان در این مورد و مضرات این
عمل جلب می کنم:
1- جوانانی که به این عمل مبادرت می ورزند همواره دچار کشمکش های
روحی و اضطراب هستند.
2- حساسیت و ضعف مراكز عصبی
3- جلو گیری از رشد قسمتهای عصبی در طول رشد نوجوان
4- بر هم خوردن نظم وآرامش روحی( به خاطر ترس از گناه )
5- ضعف بینایی شنوایی و سوت كشیدن ممتد گوش
6- از دست رفتن لذت مقاربت پس از ازدواج( باعث می شود همسران از
بعد از مقاربت هیچ لذتی نبرند)
7- احتلام مكرر
8- خستگی و ضعف عضلانی
9- سر گیجه
10- مبتلا شدن به انزال زود رس (در باره عوارض جسمی روحی و حتی
خانوادگی زودانزالی مطالب بسیار میتوان گفت که این خود امروزه یکی
از مشکلات بزرگ تعداد زیادی از مردان و بصورت ثانویه بسیاری از
زنان متاهل جامعه ما میباشد.)
11- احساس سر و صدا
12- ضعف روحی به واسطه ارضاء نا كامل وسپس پشیمانی از عمل
13- آسیبهای شدید عصبی بدنی مثل لاغری لرزش و افسردگی و اضطراب
14- از دست دادن اعتماد به نفس بر اثر از دست دادن قوه اراده
در مورد خودارضایی و مضرات آن مطالب زیادی موجود است که عده ای مضرات آن را نفی و عدهای از پزشکان این عمل را همراه با مضرات جسمی و روحی میدانند.بهر حال بهتر است که ما مسلمانان با توجه به کتاب آسمانیمان قرآن و تعالیم امامان از این کار بر حذر باشیم.
به امید آنکه از گناهان دوری کرده و در صورت ارتکاب به گناه از نعمت بزرگ خداوندگارمان یعنی توبه بهره گیریم
استغفرالله الذی لا اله الا هوالحی و القیوم، ذوالجلال و الاکرام، و اتوبو الیه
منابع:مهویزان،کتاب گناهان کبیره، سید عبدالحسین
دستغیب شیرازی،قرآن کریم،ویکی پدیا و سایر منابع