دین و مذهب

 امام رضا(ع)، هدیه خداوند به ایرانیان

دانستنی های دینی و مذهبی/ زندگانی امام رضا(ع)

مسلمانان جهان درسال 148 هـ ق، هدیه ای بزرگ و الهی را دریافت نمودند و آن میلاد هشتمین حجت خدا بود، نام مبارکش علی، لقب مشهور آن حضرت، رضا و کنیه معروف ایشان، ابوالحسن است. پدر بزرگوارش، امام موسی بن جعفر(ع)، هفتمین امام شیعیان و مادر آن حضرت بانویی پاکدامن و پرهیزکار به نام تکتم که بعدها طاهره نامیده شد. همسر مکرمه حضرت رضا علیه السلام اُمّ ولًد مادر امام جواد (ع) است.

نسب امام رضا(ع)
او علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابی طالب(ع) هشتمین امام اهل بیت است، که در مدینه متولد شده، و در طوس وفات یافته است.

ولادت و شهادت امام رضا(ع)
درتعیین ماه و سال تولد آن حضرت، اختلاف زیادی وجود دارد، همچنان که در ماه و سال شهادت آن امام بزرگوار نیز اختلاف است، و تفاوت این اقوال هم کم نیست، و در برخی از آنها از پنج سال بیشتر است، و چون آنچه در این باره گفته اند، درهم و آمیخته است، و تعیین قول صحیح دشوار می باشد، لذا بدون این که یکی از این اقوال را اختیار و در این جا ذکر کنیم، همه آنها را از نظر خوانندگان می گذرانیم، زیرا در بررسی و استقصای قول صحیح، و اقامه دلیل برای اثبات صحّت آن، فایده مهمّی مترتب نیست.
تولّد آن حضرت درمدینه در روز پنجشنبه یا جمعه 11 ذی الحجّه، یا ذی القعده، یا ربیع الاول سال 148 یا 153 هـ اتفاق افتاده است.
درتعیین ماه و سال شهادت آن حضرت، اختلاف زیادی وجود دارد. شهادت آن بزرگوار، آخر ماه صفر، و به ظن قوی قول شیخ صدوق که وفات آن امام را درسال 203 ذکر کرده است، و این همان سالی است، که مأمون به سوی عراق رهسپار شده است، و این که وفات آن حضرت سال206 بوده، قطعاً صحیح نیست زیرا مأمون در سال 204 وارد بغداد شده، و مسلم است که وفات امام(ع) درهنگامی واقع شده که او راهی سفر بغداد بوده است.

مادر امام رضا(ع)
در مورد نام مادر امام هشتم(ع) اختلاف بسیاری است، گفته شده که نام مادر آن حضرت، خیزران بوده است و برخی أروی گفته اند، که ملقب به شقراء نوبیه بوده است، و بعضی نام مادرش را نجمه دانسته اند، که کنیه اش ام البنین بوده است و برخی سکن نوبیه گفته اند، و نیز گروهی نام مادر آن حضرت را تکتم نوشته اند، و شاید این دسته به آنچه در شعر یکی از مدیحه سرایان آن حضرت آمده است، استناد جسته اند:
ألا إن خیر الناس نفساً و والداً و رهطاً و أجداداً، علی المعظم
اتتنا به للعلم و الحلم ثامناً إماماً یؤدی حجه الله (تکتم)

فرزندان امام رضا(ع)
در شماره و اسامی فرزندان امام(ع) نیز اختلاف است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته اند، به نامهای محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه.
سبط بن جوزی در تذکره الخواص، آنان را چهار تن، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، اما شیخ مفید براین باور است، که امام هشتم(ع) را، فرزندی جز امام محمد جواد(ع) نبوده است، و ابن شهرآشوب و طبرسی در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می باشند، و اما درکتاب العدد القویه تعداد فرزندان آن حضرت دو فرزند پسر، به نامهای محمد و موسی، ذکر شده است و آنچه درکتاب قرب الاسناد آمده است، این قول را تقویت می کند، و آن این است که بزنطی به امام هشتم (ع) عرض کرد، درچند سال پیش پرسیدم که جانشین شما کیست؟ فرمودید فرزندم، و در آن روز فرزند نداشتید، و اکنون خداوند به شما دو فرزند عطا فرموده است، کدام یک از این دو جانشین شماست؟ در عیون اخبار الرضا آمده که امام دختری به نام فاطمه داشته است.
اکنون ما در این صدد نیستیم، که دقیقاً شماره و نام فرزندان آن حضرت را، بررسی و تعیین کنیم، ولی نظر شیخ مفید را که ذکر شد ترجیح می دهیم، و آنچه از نظر ما محقق است این است که امام هشتم(ع) فرزندی جز امام محمد جواد(ع) نداشته، و آنچه غیر از این گفته شده، به ثبوت نرسیده است، و خداوند به حقیقت حال داناتر است.

دانش امام رضا(ع)
امام رضا (ع) دانش خود را از جدش پیامبر خدا(ص) به ارث برده و سرچشمه جوشانی از علم و فضیلت بود که تشنگان دانش و معرفت از فیض او بهره می بردند و تشنگی خود را برای فهم مشکلات و حل معضلات، بدو فرو می نشاندند.
تاریخ، بسیاری از مناظرات علمی، و مباحثات فکری آن حضرت (ع) را، که موجب پیروزی بر دشمنان اسلام شده، برای ما بیان کرده است، و نیز افاضات آن حضرت را در انواع دانشها، که مورد استفاده بزرگان علم و رجال فکر قرار گرفته ، شرح داده است.
از امام موسی بن جعفر(ع) روایت شده است، که به فرزندان خود می فرمود:
این برادرتان، علی بن موسی، عالم آل محمد(ص) است، مسائل دین خود را از او بپرسید، و آنچه به شما می گوید نگهدارید، زیرا من بارها از پدرم، جعفر بن محمد، شنیدم که می فرمود: عالم آل محمد در صلب توست، و ای کاش من او را دیدار می کردم، و او با امیرالمؤمنین، علی همنام است.
و از ابراهیم بن عباس صولی نقل شده که گفته است: من ندیدم ازامام رضا(ع) پرسشی شود، که او آن را نداند، و داناتری از او، به آنچه تا زمانش، بر روزگار گذشته است، ندیده ام، مأمون با پرسشی از هر چیزی، آن حضرت را می آموزد، و امام رضا (ع) او را پاسخ می فرمود: درحالی که تمامی پاسخهای آن حضرت، مأخوذ از قرآن و مستند به آن بود.

جایگاه علمی امام رضا(ع)
حضرت رضا(ع) مانند اجداد بزرگوار خود از مقام علمی والائی برخوردار بود، تا آنجا که به وی: لقب‹‹ عالم آل محمد›› دادند.
عبدالسلام بن صالح هروی(ابوالصلت) گفته است: کسی را داناتر ازعلی بن موسی الرضا(ع) ندیدم و هیچ دانشمندی با او رو به رو نشد مگر اینکه وی نیز چنین شهادت می داد.

سیره اخلاقی امام رضا(ع)
اخلاق، یک از عناصر مهم شخصیت انسان است، و کاشف کیفیت ذات، و حاکی درون اوست، و درجه رسوخ ایمان را در او نشان می دهد.
امام رضا(ع) به اخلاقی عالی و ممتاز، آراسته بود، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود جلب فرموده بود، همچنین انسانیت آن حضرت، یکی از نگهبانان و امانت داران و وارثان اسرار آن، به شمار است.
ازابراهیم بن عباس صولی نقل شده، که گفته است:
من ابوالحسن الرضا(ع) را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با کسی درشتی کند.
من ابوالحسن الرضا(ع) را هرگز ندیدم سخن کسی را پیش از فراغ ازآن، قطع کند.
و هرگز درخواست کسی را، که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمود.
و هرگز پاهای خود را جلو همنشین، دراز نمی کرد.
و هرگز در برابر همنشین تکیه نمی داد.
و هرگز او را ندیدم، که غلامان و بردگان خود را بد گوید.
و هرگز او ندیدم، که آب دهان اندازد.
و هرگز او را ندیدم، که قهقهه کند، بلکه خنده اش تبسم بود.
و هنگامی که مجلس او از مردم خالی، و سفره غذا انداخته می شد، همه غلامان و بردگانش، حتی دربان و میرآخور را، به دور سفره غذا می نشانید.
تا آن جا که می گوید: هرکه بگوید در فضیلت، کسی را مانند او دیده، از او باور نکنید.
مهمانی بر آن جناب وارد شد، و تا پاسی از شب گذشته، نزد آن حضرت نشسته بود و سخن می گفت، در این میان چراغ به هم خورد، مرد برای اصلاح آن دست دراز کرد، امام رضا (ع) او را از این کار بازداشت، و خود به اصلاح چراغ پرداخت، و سپس فرمود: ما گروهی هستیم که هرگز مهمان را به کار وا نمی داریم.
منش ظاهری امام رضا(ع)
شکی نیست که امامان(ع) عموماً نسبت به مال دنیوی، از همه زاهدتر بودند، و از زخارف و زر و زیور آن، بیشتر از همه کناره می گرفتند، لیکن از نظر آنان، زهد به پوشیدن لباس خشن، و خوردن خوراک ساده محدود نمی شود، و مفهومی گسترده تر دارد، و در حقیقت زاهد کسی است که روا نمی دارد، میل به لذّات و خوشیهای دنیوی، بر جان او حکومت کند، و برای جلوگیری از آن، توان و قدرت نداشته باشد، و نیز زاهد آن کس است که دنیا از نظر او هدف و مقصود نیست تا این که کوشش خود را بدان منحصر کند، بلکه اگر دنیا به او رو آورد، از آن بهره می گیرد، و اگر به او پشت کند، آنچه را نزد خداست بهتر و پایدارتر می داند.
امام دربیانی ثابت می فرماید، که ظاهر زندگی، و نمود خارجی انسان، ربطی به زهد واقعی ندارد، بلکه بسا این ظاهر سازی نیرنگی باشد، که آدمی بخواهد، از این راه توجه دیگران را به خود جلب کند. از این رو امام رضا(ع) و دیگر امامان طاهرین(ع) مانعی نمی دیدند، که ظاهر حال، و وضع لباس و خوراک آنها، متنعمانه باشد، و این را تا آن حد روا می داشتند، که با زهد واقعی که همان عدم دلبستگی و شیفتگی باطنی انسان به دنیاست، برخورد و تعارض پیدا نکند، و این که دنیا پدیده ای گذرا و ناپایدار است مانع این نیست که مؤمن از آنها محروم باشد. بلکه مؤمن که سربه فرمان خدا دارد، و جان خود را راه او فدا می کند، اولی و سزاوارتر به استفاده و بهره گرفتن، از نعمتهای اوست.

امامت امام رضا(ع)
دوران پرشکوه امامت حضرت ازسال 183 هـ ق، آغاز شد. دراین سال امام موسی کاظم(ع) در زندان هارون در بغداد به شهادت رسید، مدت ده سال امامت حضرت رضا(ع) مصادف با زمانی بود که حکومت سیاسی به دست هارون الرشید اداره می شد و شیوه حکمرانی وی بر اساس اعمال زور بر مردم بود. درآن روزها بیت حضرت درمدینه مرجع مردم و پناه مسلمانان و مرکز تجمع دانشمندان، فقها و مجتهدان بود. به طور کلی دوره 20 ساله امامت و رهبری حضرت به دو بخش تقسیم می شود:
بخش اول: از آغاز امامت تا سفر به خراسان یعنی از سال 183 تا سال 201 هـ ق.
بخش دوم: از نیمه سال 201 هـ ق. تا پایان عمر امام یعنی آخر صفر سال 203 .
وقوع قیام ها و نهضت های سیاسی و نظامی درخراسان علیه هارون وی را بر آن داشت که در سال 193 هـ ق. به منظور کشتن رافع بن لیث و مصادره اموال علی بن عیسی بن ماهان رهسپار آن دیار شود. وی درحالی که بیمار بود وقتی که به گرگان رسید بیماری اش شدت یافت و در توس در گذشت، بدن او را دریکی از تالارهای باغ منسوب به حمید بن قحطبه در روستای سناباد (مشهد فعلی) به خاک سپردند. پس از مرگ هارون، جنگ قدرت بین مدعیان خلافت، امین و مأمون در گرفت، در این مبارزه امین دستگیر و به هلاکت رسید، این پیروزی ظاهری حکومت پرفراز و نشیبی را برای مأمون ایجاد کرد و واکنشها و نتایجی منفی علیه او و اهدافش به وجود آورد که منجر به بوجود آمدن شرایط سیاسی عصر امام(ع) شد. زیرا مخالفت شدید شیعیان و علویان با خاندان عباسی از یک سو و قیام هواداران امین در بغداد که قتل او را جرمی سنگین می دانستند از سویی دیگر، قیامها و نهضتهای گسترده ای راعلیه حکومت عباسی و مأمون به وجود آورد.
مأمون پس از رویارویی با اوضاع نا آرام حکومت و احساس نا امنی و نگرانی شدید، دریافت که این خطر جدی نه تنها خلافت وی بلکه حکومت عباسیان را تهدید می کند. از طرفی موقعیت و شخصیت برجسته و ممتاز حضرت رضا(ع) و توجه و گرایش شدید مردم به آن حضرت نیز تهدیدی دیگر برای براندازی حکومت عباسی بود؛ از این رو درصدد برآمد که فریاد انقلابیون را خاموش و اعتماد مردم بغداد را به خود جلب کند. پس ازمشورت با وزیر خود فضل بن سهل، تصمیم گرفت، حضرت رضا(ع) که نزد علویان و شیعیان از محبوبیتی خاص برخوردار بود و در ایران پایگاه مردمی استواری داشت را از مدینه به خراسان دعوت کند، تا با مطرح کردن مسئله ولایت عهدی از خطری جدی پیشگیری کند. از این رو دعوت نامه های متعددی برای آن حضرت فرستاد، حضرت که از واقعیت ها آگاهی کامل داشت به شدت با این دعوت مخالفت نمود، تا اینکه با پافشاری مأمون و سرانجام با تهدید وی مواجه شد و سفر خراسان را به گونه ای طی کرد که معلوم شد سفری اجباری است.
پس از مطرح نمودن مسئله ولایت عهدی و خودداری حضرت از پذیرش مشروط ولایت عهدی نمود، اما مواضع منفی امام(ع) در برابر ترفندهای مأمون وی را آگاه کرد که نیرنگش موفقیت آمیز نیست. زیرا او می خواست با تحمیل ولایت عهدی به هدفهای خاصی برسد که مهم ترین آنها عبارت بود از:
دور نگه داشتن امام (ع) از پیروان و شیعیان خود؛
کاستن وجهه معنوی امام و متهم کردن او به دنیا پرستی وحب جاه و مقام
مراقبت دقیق از حضرت و زیر نظر داشتن ایشان؛
مشروع جلوه دادن خلافت خود
یافتن پایگاه مردمی و سرانجام فرو نشاندن نهضت ها و قیام ها.

علل پذیرش ولایت عهدی:
الف) امام رضا(ع) احساس کرد نپذیرفتن ولایت عهدی، تنها به قیمت جان او تمام نمی شود، بلکه جان تمام شیعیان و علویان هم به خطر می افتد. اگر در آن شرایط برای امام(ع) جایز بود جان خود را به خطر اندازد، امام برای علویان و شیعیان چنین روا نمی دانست.
چنانچه امام با رد مقام ولایت عهدی،خود و پیروانش را به نابودی می کشاند، کفر و الحاد همه جا را فرا می گرفت و در نتیجه مأمون به اهداف شوم خود دست می یافت؛
ب) امام دریافت پذیرش ولایت عهدی، یک اعتراف ضمنی از طرف عباسیان است که علویان هم در این حکومت سهم شایسته ای دارند؛
ج) انگیزه دیگر اینکه عموم مردم تلاش اهل بیت را برخلاف شایعات، در صحنه سیاست ببینند و گمان نکنند که آنان عالمانی هستند که فقط درگوشه ای به عبادت می نشینند و در امور سیاسی دخالت نمی کنند؛
د) دیگر اینکه امام فرمود: همان انگیزه ای که جدم امیرالمؤمنین علیه السلام را وادار به شرکت در شورای شش نفره نمود، مرا نیز به پذیرش ولایت عهدی واداشت.
در پذیرش شروط ولایت عهدی، امام به خوبی به توطئه ها و هدف های پنهان و آشکار مأمون آگاهی داشت. گفتار و رفتار حضرت حکایت از اجبار و عدم رضایت او در این پذیرش نمادین می کرد و به همین جهت ولایت عهدی را با شرایط خاص زیر پذیرا شد:
امام به هیچ وجه در کار امر و نهی و عزل و نصب و کارهای حکومتی دخالت نکند؛
به امر قضاوت و داوری نپردازد؛
هیچ رسم و سنتی را جا به جا و نقض نکند؛
بدیهی است، این شرایط خط بطلان بر اهداف مأمون کشید و این امر موجب شد تا حکومت نتواند کارها را به نام امام پیش ببرد و امور را به صورت شرعی و دینی جلوه دهد.
از طرف دیگر، چون موضع امام (ع) عدم اعتراف به قانونی بودن نظام حکومتی او بود، به همین دلیل و با چنین شرایطی دیگر مأمون قادر به اجرای نقشه هایش به نام امام (ع) نبود.
پس از اینکه مأمون به عظمت معنوی امام در جامعه پی برد و از طرفی با اعتراض عباسیان بغداد درمورد واگذاری ولایت عهدی به حضرت مواجه گردید،
تصمیم گرفت امام (ع) را از سر راه خود بردارد.
مأمون برای شکستن شخصیت علمی حضرت، اقدام به تشکیل مجالس مناظره و مباحثه با دانشمندان ادیان مختلف نمود که با حضرت رضا(ع) به مناظره و مباحثه بنشینند، شاید از این رهگذر بتواند در مباحثات علمی که بین آنها به وجود می آید شکستی برای حضرت ایجاد کند و از محبوبیت آن وجود مقدس در بین مردم بکاهد.
سرانجام توفیق نیافت و دانشمندان برجسته تمام ادیان و مذاهب از مراکز علمی جهان با امام (ع) به بحث و گفتگو نشسته و همه عالمان مذاهب و صاحبان افکار و آرای مختلف به بزرگواری و احاطه علمی آن حضرت اقرار و اعتراف نمودند. حضرت در تمام مباحثات و مناظرات با دلایل قاطع علمی و منطقی و با زبان خودشان جواب داده و همه را محکوم و مجاب نموده اند.
پاسخ امام (ع) به مسائلی علمی و فلسفی با بیانی رسا و منطقی قوی در حضور مأمون، چنان موجب شگفتی وی شد که لب به سخن گشود و گفت: یا اباالحسن! در روی زمین کسی جز شما نیست که این گونه سخن نیکو بگوید.
پیروزی های حضرت در مباحثات، مأمون را نا امید کرد، وی خود را در تحقق اهدافش شکست خورده و ناکام دید. در حالی که روز به روز بر عظمت امام رضا(ع) افزوده می شد و حقانیت فرزند پیامبر(ص) روشنتر می گردید سرانجام بعد از گذشت دو سال از ورود امام به خطه خراسان ، مأمون در روز جمعه آخر صفر سال 203 هـ ق. اقدام به جنایتی هولناک نمود و آن امام همام را که حدود پنجاه و پنج سال از عمر پر برکتش سپری شده بود در توس بوسیله انگور زهرآلود مسموم کرد و به شهادت رساند. آنگاه از باب عوام فریبی ، خود را عزادار نشان داد و امر کرد تا پیکر مطهر امام(ع) را در سرای حاکم عباسی (بقعه هارونی) به خاک بسپارند.
پس از شهادت حضرت رضا علیه السلام و دفن در بقعه هارونی(حرم فعلی) ، بنا به پیشگویی آن حضرت ، خراسان ، مطاف فرشتگان الهی و قبله نیاز و زیارتگاه شیعیان جهان شد و تا انقراض عالم چنین خواهد بود.
 اخلاق و سیره رضوی :
جلوه های عبودیت امام رضا(ع)
آنچه از جلوه های عبودیت و بندگی آن حضرت در آینه ی اخبار و نقل های تاریخی به یاد مانده ، در بیان فهرست گونه زیر می توان شاهد آن بود:
* شب ها ، کم می خوابید و بیشتر شب را به عبادت سپری می کرد.
* بسیاری از روزها را روزه داشت و بویژه روزهای اول، نیمه و آخر هر ماه را روزه می گرفت . و می فرمود : « ذالک صوم الدهر » اگر کسی این چند روز را روزه گیرد ، به شخصی ماند که تمام عمر ، روزه بوده است.
* سجده هایش بسیار طولانی بود، به گونه ای که اگر پس از نماز صبح به خاک می افتاد، تا دمیدن آفتاب صبحگاهی ، همچنان در سجده بود.
* قرآن بسیار تلاوت می کرد و اُنس امام (ع) با قرآن چنان بود که جز از قرآن نمی گفت، پاسخ او به هر پرسشی، از قرآن بود. تمثیل های او نیز برگرفته از قرآن بود.
* هنگامی که در بستر خواب قرار می گرفت ، به یاد خدا و تلاوت قرآن مشغول می شد.
* در تلاوت آیات نورانی قرآن، اگر به آیه ای می رسید که در آن از دوزخ و کیفر الهی بود، سخت می گریست و از آن به خدا پناهنده می شد.
* به نماز اول وقت اهتمام داشت و روزهایی که روزه داشتند، هنگام افطار، نخست نماز می خواندند.
* نوافل بویژه نماز شب را حتی در سفر رها نمی کرد و چون ثلث آخر شب فرا می رسید از بستر بر می خواست، در حالی که ذکر بر لب داشت. به محل وضو رفته، مسواک می کرد، وضو می گرفت، به نماز می ایستاد و هر شب علاوه بر نافله شب ، نماز جعفر طیار را نیز می خواند تا هنگام نماز صبح و پس از انجام فریضه صبح، به تعقیبات ادامه داده، با طلوع خورشید، سجده شکر می کرد و این مرحله عبادی را به انجام می رسانید.
* همواره ذکر خدا را بر زبان داشت.
* از خدا سخت می ترسید.
* در غیر نماز نیز به مناجات با خدا، اُنس داشت.
* بسیار وقت ها، به خواندن نماز اشتغال داشت.
* رجاء بن ابی ضحاک، مأمور شد تا امام را از مدینه به مرو، همراهی کند، خلیفه به وی دستور داد، در تمام شبانه روز و در طول سفر، ملازم و همراه امام (ع) باشد. در پایان سفر چنین گفت: « به خدا سوگند کسی را نیافتم که از او پرهیزکارتر باشد و بیش از آن گرامی به یاد خدا و در خوف از خدا به سر برد.»
آنگاه او به جلوه های مختلف عبادت امام نیز اشاره می کند، که در این مختصر نمی گنجد.
حضور امام رضا (ع) در میدان عبادت، حضوری انزوا طلبانه نبود و عبادت و بندگی به درگاه خدا را وسیله رها کردن مسئولیت های اجتماعی و پرداختن به واقعیت های زندگی قرار نداده بود، بلکه آن گرامی در اوج زهد و تقوا ، شخصیتی سازنده و حاضر در میدان های علمی و اجتماعی بود.
اخلاق امام (ع) در بیان روایات
* او بسیار به مستمندان رسیدگی می کرد.
* به دادن صدقه بویژه در شب های تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می کرد.
* با خدمتگزارانش کناره یک سفره می نشست و غذا می خورد.
* هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی گذارد، مگر بر اساس تقوا.
* همواره متبسم و خوش رو بود.
*بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ساخت.
* با فقرا می نشست.
* در تشییع جنازه شرکت می جست.
* خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی خواند.
* با صدای بلند و قهقهه نمی خندید.
* رفع نیاز مومنان و گره گشایی از ایشان را بر دیگر کار ها مقدم می داشت.
* روی حصیر می نشست.
* قرآن زیاد تلاوت می کرد.
* با گفتارش دل کسی را نرنجانید.
* سخن هیچ کس را نا تمام نمی گذاشت و نمی شکست.
* هیچ نیازمندی را تا حد امکان رد نمی کرد.
* پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی کرد.
* در حضور دیگران همواره از دیوار فاصله داشت و هیچ گاه تکیه نزد.
* همواره یاد خدا را بر زبان جاری داشت.
* از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت.
* به مسافری که پول خود را تمام و یا گم کرده بود، بدون چشم داشت ، هزینه سفر می داد.
* در دادن افطاری به روزه داران کوشا بود.
* به عیادت بیماران می رفت.
* در معابر عمومی ، آب دهان خود را نمی انداخت.
* از میهمان ها شخصاً پذیرایی می کرد .
*هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می شد، اجازه نمی داد تا برای احترام وی از جای برخیزند.
* به سخن دیگران که وی را مخاطب قرار داده ، از او پرسشی داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ می داد.
* خویش را به بوی خوش معطر می کرد، بخصوص برای نماز .
* به نظافت جسم و لباس بویژه موی سر توجه داشت.
* قبل از غذا دست ها را می شست و با چیزی خشک نمی کرد ، بعد از غذا نیز آنها را می شست و با حوله ای خشک می کرد.
* اگر غذایی از حد نیاز زیاد می آمد آن را هرگز دور نمی ریخت.
* در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی خورد.
* بسیار بردبار و شکیبا بود.
* کارگری را که به مبلغ معین اجیر می کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می کرد.
* با همگان با رأفت و خوشرویی روبرو می شد.
* بسیار فروتن بود.
* به فقرا و بیچارگان بسیار می بخشید و آن را برای خود پس انداز می دانست.
« این همه که یاد شد بی گمان خوشه ای از خرمن شخصیت اخلاقی آن امام بزرگ است و نه تمام آن»
امید آن داریم که حضرت رضا (ع) ما را ازخامین خود قرار دهد.
به خدا خاک درش را نفروشم به بهشت چون مرا خطه خراسان, وطن است.
بینش و روش امام رضا(ع) :
-سفر پاکیزه و حلال :
دو نفر مسافر وارد خراسان شدند و خدمت حضرت رضا (ع)رسیدند تا حکم نمازشان را بپرسند ،که آیا نماز آنان در سفر دو رکعتی است یا چهار رکعتی ؟
حضرت به یکی از آن دو فرمود : نماز تو دو رکعتی است . و به دیگری فرمود : نماز تو چهار رکعتی است .
آن دو مسافر تعجب کردند که چرا امام میان آنها فرق گذاشته است ،
امام فرمود : اما تو که نمازت دو رکعتی است ، چون به سفر حلال آمده ای و هدفت دیدار وزیارت من است ودر سفر حلال نماز چهاررکعتی بصورت دو رکعتی خوانده میشود ، ولی دیگری هدفش دیدار طاغوت بوده ، این باعث میشود که سفرش حرام شود و در سفر حرام نماز چها ر رکعتی تغییر نمی کند .
2- احترام میهمان :
مهمانی بر حضرت وارد شد ، درخانه گرد چراغی نشسته با امام مشغول گفت و گو بودند که فتیله چراغ خراب شد .مهمان خواست آن را اصلاح کند ، امام نگذاشت و فرمود : «ما هرگز اجازه نمی دهیم که مهمان کار کند».
3- مهربانی با خدمتکاران:
از خادم امام رضا (ع) نقل شده است : هرگز امام به هنگام غذا خوردنِ غلامان ،آنان را به کاری مامورنمی کرد و می فرمود : اگر من بالای سر شما ایستادم و شما مشغول غذا خوردن بودید ، به احترام من بلند نشوید .
امام رضا (ع) با خدمتگزاران کوچک و بزرگ ، از روی الفت و مهربانی گفتگو می کردند.
به امام پیشنهاد شد که اجازه فرمایید برای سیاه پوستان سفره جداگانه انداخته شود تا آنها در کنار شما نباشند . امام فرمود :« خدای همه ما یکی است ، همه از یک پدر و مادر یم و جزای هرکس برابر اعمال اوست ، پس جدایی چرا ؟ ».
4- بخشندگی امام(ع):
امام رضا(ع) روز عرفه در خراسان تمام اموال خود را میان محرومان تقسیم کرد.شخصی گفت :«این کار زیان بزرگی است».امام فرمود :«هرگز چنین نیست، این انفاق، سرمایه گذاری برای دریافت اجر وکرامت پروردگار است».
5- ادب وانسان دوستی امام(ع):
ابراهیم بن عباس می گوید :«هرگز ندیدم امام رضا (ع) در سخن با کسی درشتی کند و هرگز ندیدم کلام کسی را قطع کند تا که سخنش را به پایان برد و هرگز نیاز مندی را که توان بر آوردن نیازش را داشت ، دست خالی باز نمی گرداند و هرگز نزد کسی پایش را دراز نمی کرد وهرگز نزد همنشین خود به چیزی تکیه نمی داد و هرگز ندیدم به کسی از موالی و خدمت کارانش نا سزا گوید وهمیشه خنده اش ،تبسم بود وهرگاه تنها می شد وسفره طعام پهن می گشت ، خدمتکاران وحتی آنان که کارهای جزئی وکم اهمیت را انجام می دادند و اسبان را رسیدگی می کردند ،بر سر سفره دعوت می کرد و همراه آنان غذا می خورد».
6- صرفه جویی:
غلامان میوه ها را نیم خور می کردند و در نتیجه ،قسمتی از میوه ها دور ریخته می شد.امام فرمود :«سبحان الله ،اگر شما نیاز ندارید ،مردمی گرسنه و نیازمندهستند، مقداراضافه را به محرومان بدهید».
7- عفو وگذشت:
شخصی به نام جلّودی از طرف حکومت هارون الرشید به خانه های فرزندان ابوطالب در مدینه حمله کرده تا به منزل امام رضا(ع) رسید، خواست وارد شود و زیورآلات زنان را بگیرد ، امام رضا (ع) فرمود :«اکنون که مامور اجرای این ظلم هستی ، اندکی صبر کن ، من خود زیورهارا برای تو می آورم و چنین کرد».
زمانی گذشت وسیاست ها دگرگون شد .امام رضا(ع) را ولی عهد کردند وجلّودی را به زندان افکندند. همین که زمان محاکمه او رسید ، امام رضا (ع) آهسته به مامون فرمود :«به این پیرمرد (جلّودی )کار نداشته باش ، اورا به من ببخش».
جلّودی که از دور شاهد گفت گوی امام با مامون بود ، ورفتار گذشته خود را به یاد داشت، گمان کرد که امام بدی اورا می گوید واز مامون می خواهد اورا مجازات کند ، از این رو به مامون گفت :«تورا به خدا هر چه این مرد به تو گفت در حق من انجام نده».
مامون گفت :«علی بن موسی (ع) از من خواسته بود تو را مجازات نکنم ، اما حال که تو خودت سوگند دادی، سرنوشت شومی در انتظار توست و دستور اعدام وی را صادر کرد».
8- امام وقرآن:
پاسخ هایی که امام به مردم می داد ، همه از کلمات قرآن بود .درسه شبانه روز،تمام قرآن را تلاوت می کرد و می فرمود :« اگر بخواهم میتوانم در کمتر از سه روز بخوانم ، ولی چون درباره هر آیه تفکر می کنم ، سه روز به طول می انجامد».
9- امام و مناجات شبانه:
امام (ع) بیشتر شبها را به تلاوت قرآن می پرداخت .به آیات عذاب که می رسید ، گریه می کرد و به خدا پناه می برد . یک سوم آخر شب را مشغول ذکرو تسبیح و استغفار می شد. پس از مسواک و وضو نماز شب می خواند ونماز جعفر طیار را که جمعا چهار رکعت است ، اقامه می کرد وآن را به جای چهار رکعت از نماز شب قرار می داد.
حضرت شبها خوابش اندک بود وبیداری اش بسیار . بیشتر شب ها را از آغاز تا بامدادان به زنده داری می پرداخت. بسیار روزه می گرفت و روزه سه روز از ماه را از دست نمی داد و می فرمود : «این،[ برابرثواب ] روزه دهر است». حضرت کار نیک بسیار می کرد و صدقه پنهانی فراوان می داد که بیشتر آن در شبهای تار صورت می پذیرفت.
10- شرط برادری:
امام رضا (ع) به برادرش فرمود :« هر که تقوا نداشته باشد ، از ما نیست و ما از او نیستیم .تو زمانی برادر من هستی که گناه نکنی ، اگرخلاف کار شدی ، رشته برادری ما قطع می شود».
11- رفتار امام با شیعیان:
موسی بن سیّار می گوید:« من همراه امام رضا (ع) در نزدیکی توس بودم که صدای شیونی شنیدیم. به دنبالش رفتیم ، جنازه ای دیدیم که تشییع می کردند . حضرت بلا فاصله از اسب پیاده شد و به سوی جنازه رفت و مانند کسی که به سوی عزیزش می شتابد جنازه رادر بر گرفت و فرمود:« هر کس جنازه دوستان ما را تشییع کند خداوند تمامی گناهانش را می بخشد».سپس تا کنار قبر به دنبال آن رفت. آن گاه دست روی سینه میّت گذاشت و او را به بهشت بشارت داد.
من گفتم:« قربانت شوم مگر او را می شناسی»؟
امام فرمودند: «آیا نمی دانی کارهای شیعیان ما هر صبح و شام بر ما عرضه می گردد؟اگر نیکو کار باشند، شکر می کنیم، و اگر خلافکار باشند، از خداوند برای آنان عفو و گذشت می طلبیم».
12- لطف و بزرگواری امام:
شخصی در راه بازگشت از سفر حج پولش تمام شده بود. خدمت امام رسید و گفت : « شما مرا کمک کنید، همین که به شهر خودم رسیدم، مقدار بدهی خود را از جانب شما به فقرا صدقه می دهم». حضرت صبر کردند تا خانه خلوت شد. سپس وارد اندرون خانه شدند و از پشتِ در ، مبلغ دویست دینار به او عطا کرده، فرمودند: این ملبغ را مصرف کن،لازم نیست آن را از طرف من صدقه بدهی.
دوستان امام از حضرت پرسیدند:« چرا هنگام بخشش با او روبرو نشدید؟»فرمود:«نخواستم موقع دریافت پول، شرمنده شود».
13- تواضع امام:
امام (ع) به گرمابه درآمد. شخصی به ایشان گفت:« ای مرد! مرا در شست و شو کمک کن» و حضرت(ع) او را شست و شو داد.[در این هنگام] مردم حضرت را به او معرفی کردند، پس آن مرد[ از جسارت خود] به عذرخواهی افتاد، ولی حضرت او را آرامش می بخشیدو همچنان وی را شست و شو می داد.
امام رضا (ع) در تابستان بر روی حصیر و در زمستان روی پلاس می نشست، ولی زمانی که در برابر مردم قرار می گرفت، لباس مرتب و فاخر می پوشید.
14- امام و تعیین حقوق کارگر:
سلیمان بن جعفری می گوید: برای کاری (نیازی)در خدمت امام رضا (ع) بودم و هنگامی که خواستم به خانه بازگردم ، حضرت به من فرمود : با من بیا و شب را نزد من باش.من به همراه امام (ع) رفتم ، وقتی وارد خانه شدیم، خدمتکاران امام مشغول مرمّت قسمتهایی از خانه بودند و در کنار آنان کارگری سیاه چهره نیز کار می کرد که امام قبلاً وی را ندیده بود.
حضرت (ع) فرمود : این مرد که با شما ست، کیست؟
گفتند : به ما کمک می کند و ما هم چیزی به او می دهیم .
حضرت (ع) فرمود: آیا مزد او را قطعی کرده اید؟
گفتند: خیر ، او به هر چه ما به او دهیم، خشنود است.
حضرت (ع) از به کار گیری بدون تعیین مزد برای او ناراحت شد!
عرض کردم: قربانت گردم! چرا ناراحت می شوید.
فرمود: من آنها را بارها از این کار بازداشته ام و گفته ام پیش از تعیین مزد کارگر ، کسی را به کار نگیرید.»
15- شرط همکاری با فرمانروایان غیر دینی:
حسن بن حسین انباری :« چهارده سال با حضرت رضا (ع) مکاتبه کردم و از وی اجازه خواستم تا در حکومت ] عباسیان [ شغلی بگیرم و به کار بپردازم. در آخرین نامه خود به ایشان یادآور شدم که می ترسم سر از تنم جدا کنند و حاکم می گوید: تو شیعه هستی، و ما تردیدی نداریم که به سبب شیعه بودن، کار حکومت عباسی را نمی پذیری.»
امام رضا (ع) به من نوشتند: « نامه ات را که در آن بر خویشتن ترسیده بودی ، دریافتم. اگر می دانی در صورت پذیرفتن مسئولیت، آنگونه عمل می کنی که پیامبر خدا (ص) بدان دستور داده است و در پی آن، یاران و منشیان خود را از میان شیعیان بر می گزینی و هرگاه چیزی ]مالی[ در اختیار تو قرار گرفت، میان مومنان تهیدست تقسیم می کنی و با آنان برابر رفتار می نمائی تا آنجا که خودت را هم یکی از آنان به حساب می آوری ، در این صورت مانعی ندارد که شغل حکومتی را بپذیری و اگر نمی توانی چنین باشی شغل حکومتی را نپذیر ! »
زیارت امام رضا(ع) :
فضائل زیارت امام رضا(ع)
در سخنان امامان معصوم (ع) برای زیارت امام علی بن موسی الرضا (ع) ، ثواب زیادی نقل شده است، مانند حدیث های زیر:
امام جواد (ع) فرمود: «هر که قبر پدرم را [با معرفت] زیارت کند ، خداوند تمام گناهانش را می بخشدوبهشت از آن اوست».
امام صادق (ع) فرمود:«هر کس امام رضا (ع) را زیارت کند ، گویا رسول خدا را زیارت کرده است».
امام جواد (ع) فرمود:«برای کسی که به زیارت پدرم برود، بهشت را ضمانت می کنم».
امام رضا (ع) فرمود: « هر کس به زیارت من بیاید، روز قیامت در سه مرحله ( میزان ، صراط وهنگام دریافت نامۀ اعمال ) او را نجات می دهم».
عبدالسلام هروی از حضرت رضا (ع) نقل می کند که فرمود:« به زودی توس محل آمد وشد شیعیان و زائرانم می شود. بدان ، هر کس مرا در توس که دور از وطنم (مدینه)قرار دارد ،زیارت کند ، روز قیامت با من است وهم رتبه من ، در حالی که گناهانش آمرزیده شده است».
از امام علی النقی (ع) روایت شده است : هر که را نزد خدا حاجتی باشد ، زیارت کند، قبر جدّم حضرت امام رضا (ع) را در شهر توس در حالی که غسل کرده باشد ودر بالای سر آن حضرت دو رکعت نماز گزارد و در قنوت نماز حاجت خود را بطلبد ، پس به راستی که مستجاب می شود ،مگر آنکه از برای گناهی یا قطع رحمی در خواست کند. به درستی که موضع قبر آن حضرت ، بقعه ای است از بقعه های بهشت.
ایام زیارت
زیارت امام رضا (ع) در همه ایام مطلوب و پسندیده است ، لکن در ماه رجب و بیست وسوم وبیست وپنجم ماه ذی القعده وششم ماه رمضان ونیز روز ولادت و شهادت آن حضرت ( یعنی یازدهم ذی القعده وآخر ماه صفر) فضیلت بسیار دارد. هرگاه خواستی به زیارت روی ، غسل زیارت کن ، باوضو باش ، پاکیزه ترین لباست را بپوش ، به آرامی وبا وقار قدم بردار و دلت به یاد خدا ومتوجه به امام معصوم باشد.
آداب زیارت
1- معرفت و شناخت امام(ع)
کسی که بر چشمه آبی وارد می شود، به اندازه ظرفی که به همراه دارد، از آن چشمه بهره می گیرد، و زائری که به زیارت امام می آید به اندازه شناخت و معرفتی که دارد، از زیارت خویش سود می برد.
پس باید پیش از هر چیز ، سطح شناخت و آگاهی خود را درباره امام بالا ببریم و قبل از ورود به میهمانی ،صاحب خانه، خصوصیات اخلاقی و رفتاری او و نیز انتظارات و خواسته های وی را بشناسیم.
2- طهارت روحی
یکی از بزرگترین ویژگی های اهل بیت (ع) طهارت و پاکی آنان از هر گناه و کاستی است و دوست دارند که میهمانان آنان نیز ازگناه پاکیزه باشند. پس شایسته است که زائر امام، قبل از ورودبه حرم ، بیشترین سعی خود را برای کسب طهارت و پاکیزگی روحی انجام دهد.
برخی آلودگی های انسان مربوط به سستی در انجام واجبات، سهل انگاری در نماز وروزه و ارتکاب برخی محرّمات است، که باید با صداقت و جدیت به درگاه خدا توبه کرد و به راستی تصمیم گرفت که گذشته را جبران کرده، در آینده به گناه و آلودگی نزدیک نشود.
بخشی دیگر از آلودگی های انسان مربوط به نادیده گرفتن حقوق دیگران ، بی احترامی به پدر و مادر، ضایع ساختن حق برادر و خواهر، قطع ارتباط با خویشاوندان و تصرّف در اموال یتیمان وکودکان و بی اعتنایی به حقوق همسر و فرزندان و...است که توبه از این گونه گناهان – علاوه بر ندامت قلبی و باطنی- به این است که آن حقوق ضایع شده را در عمل جبران کند وتصمیم بگیرد رضایت صاحبان حق را به دست آورد.
3- طهارت جسمی
لباس و بدن پاکیزه، از آداب اعمال عبادی است و چون حرم امامان مکانی است که برای عبادت و بندگی خدا مهّیا شده است و محضر امام، محضر ولی خداست، باید نهایت پاکی و طهارت را رعایت کرد و علاوه بر آن، پیش از ورود به حرم(غسل زیارت) کرد و وضو گرفت.
«غسل» به نیّت پاکی از همه آلودگی ها یی که نیاز به غسل داشته است و ممکن است آن را فراموش کرده باشد و نیز به نیت آمادگی برای زیارت امام و نیایش به درگاه الهی.
چنان که فقیهان فرموده اند، اگر چندین غسل برکسی واجب باشد و بخواهد علاوه بر غسل های واجب، غسل های مستحب را هم نیت کند، لازم نیست برای هر یک، غسلی جداگانه انجام دهد، بلکه همه را نیت کند و یک غسل را به نیت همه موارد انجام دهد، کافی است.
غسل زیارت برای نماز گزاردن ، دست کشیدن بر آیات قرآن، اسماء الهی و نام های معصومین کافی نیست، بلکه علاوه بر غسل، باید وضو هم گرفت.
یادآوری این نکته لازم است که برخی افراد، شیوه غسل صحیح را نمی دانند و جا دارد که از فرصت حضور در مشهد مقدس و زیارت حضرت رضا (ع) با مراجعه به دفاتر ویژه ای که در آستان قدس رضوی برای پاسخ گوئی به احکام شرعی در نظر گرفته شده است، در تصحیح اعمال عبادی خود بکوشند.
4- آمادگی روحی و عاطفی
علاوه بر طهارت جسمی و معنوی، برخی از اعمال، زمینه روحی زائر را برای زیارت آماده می سازد، از آن جمله است کمک به نیازمندان و یاری رساندن به دیگر زائرین. یکی از راه های ایجاد آمادگی روحی و معنوی برای کسانی که به صورت گروهی و کاروانی به زیارت می آیند، یاری رساندن به همراهان و فراهم آوردن زمینه آسایش و زیارت برای آنان است.
در حالات بنیانگزار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نوشته اند که وقتی در دوره جوانی همراه دوستان خود به زیارت حضرت رضا (ع) مشرف شده بودند، وقتی همه با هم به زیارت می رفتند، امام زودتر از دیگران به اتاق محل سکونت باز می گشت، اتاق را تمیز می کرد و امکانات پذیرائی را فراهم می آورد تا وقتی همراهرن از راه می رسند، با نوشیدن چای و استراحت، خستگی از تن آنان بیرون رود.
خدمت به زائرین و دوستان حضرت رضا (ع) به معنای خدمت به خود آن حضرت است و راه خوبی برای جلب توجه و عنایت خاص آن حضرت است.
5- اجازه ورود
پس از رعایت همه موارد قبل، یکی از آدابی که در کتاب های دعا نیز یادآوری شده، این است که زائر در مکانی بایستد که مزاحم دیگران نباشد و اجازة ورود بگیرد، آن گونه که در انتهای همین جزوه تحت عنوان «اذن دخول» آمده است و چه بهتر که زائر هنگام خواندن دعاها به معانی آنها توجه کند.
6- زیارت و عرض سلام و ارادت
حساس ترین مرحله زیارت، همین مرحله است که زائر پس از رعایت آداب زیارت و کسب طهارت ظاهری و باطنی، با نیتی خالص و به هدف اطاعت از خداوند، به اظهار موّدت و دوستی با اهل بیت پرداخته و در برابر ضریح آن بزرگوار با ادب و احترام ایستاده یا زانو زده است.
متأسفانه گاه دیده می شودکه برخی زائرین، در حرم امام (ع) توجهی به حرمت گذاشتن به محضر امام را ندارند یا غافل می شوند و با انجام رفتاری نا مناسب، خوابیدن یا بد نشستن و داد زدن و بلند دعا کردن، آرامش حرم را بر هم می زنند. بی گمان رعایت ادب در نشستن و ایستادن، در آهنگ دعا خواندن و گفت و گو کردن، نشانة معرفت زائر است.
و امّا دعا، هم می تواند به فارسی باشد و هم به عربی و بهترین دعا، دعاهایی است که از امامان معصوم (ع) و بزرگان روایت شده اشت، مانند زیارت « امین الله » یا « زیارت جامه کبیره» و یا « زیارت مخصوص حضرت رضا (ع) ».
باید توجه داشت که هدف از خواندن زیارت، عرض سلام به ساحت امام و تجدید پیمان محبت و ابراز دوباره عقاید است، از این رو، توجه به معنای زیارت بسیار مهم است و شایسته است که زائر هنگام خواندن هر سطر از زیارت، به معنای آن نیز توجه کند.
معمولاً دعاهایی که برای زیارت معصومین (ع) روایت شده است در بردارنده این مطالب است : 1- گواهی دادن به یگانگی خدا و صفات برتر او 2- گواهی دادن به رسالت رسول اکرم (ص) و حقانیت و صداقت او 3- گواهی دادن به ولایت امامان معصوم (ع) از امام علی بن ابی طالب تا امام دوازدهم حضرت مهدی (عج) 4- اظهار علاقه و محبت به پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و درود و سلام بی پایان بر محمد (ص) و آل محمد (ع) 5- در خواست توبه و مغفرت از درگاه الهی 6- تأکید بر اهمیت نماز،پرداخت ذکات و واجبات مالی و جهاد در راه خدا، امر به معروف و نهی از منکر، عبادت پروردگار تا آخرین لحظه زندگی و ... .
تکرار این مطالب در زیارت امامان (ع) در حقیقت بازگو کردن عقائد دینی و تحکیم آن است و در برخی از دعا ها، بیان گسترده ای از صفات الهی و ویژگی های پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) آمده است تا جائی که می توان دعاهای معتبر را یکی از بهترین منابع خدا شناسی و پیامبر شناسی و امام شناسی و معارف ناب دینی به شمار آورد.
7- نماز به درگاه الهی
پس از قرائت دعا و زیارت امام (ع) ، دو رکعت نماز همانند نماز صبح توصیه شده است. نماز، تنها برای عبادت خداوند و تقرب به سوی اوست، امّا ثواب آن به پیشگاه امام (ع) هدیه می گردد.
8- دعا و نیایش به پیشگاه پروردگار
در روایات چنین آمده است که دعا و راز و نیاز با خداوند و در خواست حاجت های خود از پیشگاه پروردگار ، مغز و روح عبادت است.
اکنون پس از طی آن مراحل و زیارت و نماز،فضای ذهنی زائر برای درخواست حاجت های خود از خداوند کاملاً آماده است.
در محضر امام و فضای معنوی حرم و پس از آمادگی های روحی و معنوی، باید دست ها را به سوی آسمان _ محل نزول رحمت الهی _ بلند کرد و به گونه ای که برای دیگران مزاحمت ایجاد نشود، باید یکایک درخواست های خود را به ساحت خدای یگانه و امام معصوم (ع) عرضه داشت؛ چرا که زمینه برای نزول لطف و رحمت الهی در چنین فضای ملکوتی آماده و مهیّا است.
9- پیمان صداقت و بندگی به درگاه خدا
از جمله عواملی که می تواند در استجابت دعاهای زائر مؤثر باشد، این است که در محضر امام (ع) با خدا عهد و پیمان ببندد که واجباتش را انجام دهد و از گناهان دوری نماید، حقوق دیگران را ادا کند و از اذیت و آزار برادران و خواهران نسبی و دینی خود حتماً خود دارری ورزد و برای فرج و ظهور امام زمان (عج) و نیز پیروزی مسلمانان در سراسر عالم دعا کند.
هر زائری، خود ، می داند که در زمینه ای از زمینه های دینی کمبود دارد ، مثلاً یکی در اقامه نماز یا اول وقت خواندن آن کوتاهی کرده است، دیگری در مورد روزه و سومی در زمینه حجاب و عفاف و چهارمی درباره حق پدر، مادر، همسر، فرزند و ... .
هر زائری شایسته است متناسب با آنچه تا کنون از مسائل دینی مورد بی توجهی قرار داده است، اکنون برای اصلاح آن بکوشد و در همان زمینه، با خدا عهد ببندد و امام را بر این پیمان شاهد بگیرد و از خداوند بخواهد که در برابر این عهد و پیمان ، مشکلات او را از میان بردارد و نیازهای او را برآورده سازد.
10-دعا برای ظهور حضرت مهدی(عج)
انسان های مؤمن و صالح، همواره از ظلم و فساد و گناهی که در جامعه بشری جریان دارد ، ناراحت هستند و می دانند که بهترین کسی که می تواند بشر را از این ظلم و فساد گسترده و جهانگیر نجات بخشد، امام زمان (عج) است و از این رو در دعاهای خود برای ظهور آن حضرت دعا می کنند و منتظر ظهور آن بزرگوار می باشند.
اهداف زیارت:
کسی که به زیارت و دیدن فردی می رود، میتواند اهداف مختلفی داشته باشد.
فرزند وقتی از پدر و مادر خود دور می شود و مدتی آنان را نمی بیند، برای پدر و مادر دلتنگ می شود و اگر به مکان دوری هم سفر کرده باشد، می کوشد به ملاقات آنان برود، تا هم از دلتنگی بیرون آید و هم از این راه به پدر و مادر ابراز علاقه و محبّت کرده باشد.
یک دوست وقتی برای مدّتی زیاد، دوست خود را نمی بیند، آرزوی دیدن او را خواهد داشت و اگر دوستی میان آنان زیاد باشد، به یقین می کوشد او را از نزدیک ببیند و با او سخن بگوید.
وقتی نامه ای به دست ما برسد که به زبان دیگری باشد و ما نتوانیم آن را بخوانیم و بفهمیم، به سراغ کسی خواهیم رفت که به آن زبان آشنا باشد و بتواند آن نامه را برای ما بخواند.وقتی بیمار می شویم، اگر خودمان راه درمان را ندانیم، ناگزیر به پزشک مراجعه می کنیم و از پزشک که آگاهی و توان لازم را دارد، یاری می خواهیم.
وقتی می خواهیم از کسی وام بگیریم چنانچه او از ما ضامن معتبر بخواهد، ما به سراغ کسی می رویم که دارای اعتبار و موقعیّت اجتماعی است و ضمن ادای احترام به او، از وی می خواهیم تا از اعتبار و موقعیّت خود به سود ما استفاده و برای ما ضمانت کند.
هر کدام از این موارد ، دیدارهایی را لازم دارد و هر دیدار، هدف خاصی را دنبال می کند.
حال شما ای زائران گرامی که به زیارت امام علی بن موسی الرضا (ع) آمده اید، هدفتان از این زیارت چیست؟
هدف های متفاوت زائران
هر گاه از زائرانی که به زیارت آمده اند، بپرسیم که هدف شما از زیارت چیست، معمولاً با این پاسخ رو به رو می شویم :
- کسب ثواب و اطاعت از خدا
حضرت رضا(ع) یکی از امامان معصوم و از فرزندان رسول خداست و زیارت حرم شریف ایشان ، محبت به اهل بیت و اطاعت از خدا و رسول خدا محسوب می شود. بنابر این ، عمل ما نوعی عبادت به شمار می آید و ما از درگاه خداوند، انتظار ثواب و پاداش معنوی داریم.
-ابراز دوستی و محبّت به اهل بیت(ع)
برخی زائران به سبب ارتباط روحی و شخصیتی که با پیامبر (ع) و اهل بیت شان در ذهن و فکر و وجود آنان موج می زند و حتّی اگر آرزوی مادّی هم نداشته باشند، از زیارت حرم امامان لذّت می برند و آرامش روحی و معنوی پیدا می کنند. مثل کسی که سالهاست پدرش را ندیده است و دوست دارد پدرش را ببیند، زیرا با دیدن او احساس رضایت و آرامش دارد، هر چند پدر، چیزی به او هدیه ندهد.
- سپاسگزاری و قدر دانی از امام
میان دل های مؤمنان با خدا و دوستان خدا، ارتباطی برقرار است که دیگران از آن بی خبرند. از طریق پیامبر(ص) و یا امامان(ع) و به وساطت ایشان مشکلی را برطرف می کند و همین مسئله ، میان قلب آنان با امام، رابطه ای به وجود می آورد که گاهی هم فراتر از حدّ بیان و توضیح است. این افراد معمولاً برای ابراز قدردانی و سپاسگزاری از امام ، به زیارت ایشان می آیند.
- رهایی ازغم ها
وقتی غم به سراغ انسان می آید، یکی از عواملی که قلب را آرامش می بخشد، راز و نیاز با خداوند است و خود ، عبادت به حساب می آید و به ویژه با این اعتقاد که امام دردِ دل ما را می شنود و به لطف و عنات خدا می تواند در زدودن غم ها و درد ها مؤثر باشد، عامل مهمّی درآرامش روحی به شمار می آید.
- برآورده شدن حاجات و رفع مشکلات
شیعه براساس روایت ها و آیات قرآن بر این باور است که پیامبران و امامان (ع)به دلیل بندگی خالصانه به درگاه الهی و نزدیک تر بودن به مقام قرب خداوندی، به لطف و عنایت پروردگار از دعای مستجاب برخوردارند و هرگاه چیزی را از خداوند بخواهند، خداوند دعای آنان را برآورده می سازد و همچنین همانگونه که حضرت عیسی می توانست بیماران را به اذن خدا شفا بخشد، پیامبر(ص) و امامان (ع) نیز از چنین مقامی برخوردار ند و می توانند با عنایت الهی دردها را درمان و بیماری ها راشفا بخشند.
- ادای نذر و عهد
برخی افراد به منظور برآورده شدن حاجت های خود و یا رفع بیماری ها، بین خویشتن و خدا عهد یا نذر می کنند که هر گاه حاجت شان برآورده شد یا مشکل شان برطرف گردید، به زیارت امام علی بن موسی الرضا(ع) مشرف شوند. آنان پس از برآورده شدن حاجات خود، به زیارت امام(ع) می آیند.
- عرض ادب و کسب معرفت و معنوّیت
کسانی که از معرفت و شناخت بالاتری برخوردار هستند، محضر پیامبر(ص) و امامان(ع) را، محضر نزول فیض و رحمت الهی و مرکز نشر معرفت دینی و عروج معنوی می دانند وهمان گونه که برای کسب نور باید به مرکز نور نزدیک شد، آنان برای کسب انوار معنوی و معرفتی ، به محضر پیامبران و امامان شرفیاب می شوند و بهره ها ی فراوان می گیرند. آنان از محضر پیامبران و امامان پس از رحلت شان همان گونه بهره می گیرند که از محضر پیامبر و امامان در زمان حیاتشان.

برترین هدف ها
از میان هدف هایی که برشمردیم ، بعضی از آنها ارزشمندتر و مهم تر به شمار می آیند و جا دارد که زائرین گرامی حضرت رضا(ع) به آنها توجه داشته باشند.
پیامبران و امامان، معلمان الهی برای بشرند و آمده اند تا انسان را با پروردگار آشنا و وظایفشان را در برابر خداوند به آنان یاد آوری کنند و روش زندگی صحیح ، اخلاقی و انسانی را به بشر بیاموزند.
برای این که این معلمان و هدایتگران بتوانند مردم را به سوی تعالیم الهی جذب کنند، خداوند به ایشان عنایت خاصی داشته و توان های ویژه ای دراختیار آنان قرار داده است که ما از آنها به عنوان معجزات و کرامات یاد می کنیم. معجزات و کرامات انبیاء و امامان برای این است که انسانها بدانند که آنان با بقیه مردم فرق دارند،آنان از حیات الهی برخوردارند و جایگاه و موقعیت معنوی آنان نزد پروردگار، برتر و بالاتر از دیگر انسان ها است. انسان ها باید معرفت و خداشناسی را از آنان بیاموزند و پیام خدا را از دست و زبان آنان دریافت کنند و توضیح و تفسیر آیات الهی را از محضر و مکتب آنان فرا گیرند.
پس بهترین و بالاترین هدف یک زائر می تواند این باشد که برای بهره وری معنوی و برخورداری از لطف و عنایت و غفران الهی به محضر امام شرفیاب شود و در فضایی که محل نزول رحمت الهی و رفت و آمد فرشتگان و حرم اهل البیت(ص) است، به بندگی خدای یگانه همت گمارد.
البته این بدان معنا نیست که خداوند در حرم این بزرگواران ، فقط حاجت های معنوی را برآورده می سازد، بلکه وقتی خداوند در قرآن دستور داده است تا اهل بیت پیامبر (ص) را دوست بداریم و ما هم به سبب این دوستی به زیارت آن حضرات شتافته ایم، خداوند هم عنایت معنوی را شامل حال ما خواهدکرد و هم الطاف مادی و گره گشا یی از مشکلات ما خواهد داشت، زیرا « خدا به هر کاری قادر و تواناست ».
احکام زیارت و مسافر :
مقدمه
امام خمینی (ره) در مساله (رساله توضیح المسائل) تاکید فرموده اند :مسائلی را که انسان غالبا به آنها احتیاج دارد واجب است یاد بگیرد. از مسائل مورد نیاز در زندگی بحث نجاسات ومطهرات است که ذیلاً به آنها اشاره می نمائیم :
مطهرات، پاک کننده ها
1- آب: در تقسیم اولیه شامل آب مضاف و مطلق می باشد؛ آب مضاف آبی است که ازچیزی گرفته باشند یا با چیزی مخلوط شده باشد و آب مطلق آب خالص است.
آب مطلق به پنج قسم تقسیم می شود :
الف) آب کر : شامل آبی است که ظرف آن در طول و عرض و عمق 5/3 وجب باشد که وزن آن حدود 378 کیلو گرم است.
ب) آب باران : اگر به چیزی که نجس است ولی عین نجاست در آن نیست ببارد پاک می شود.
د) آب چاه :که از زمین می جوشد و جریان ندارد.
ه)آب جاری :که از زمین می جوشد وجریان دارد.
- در پاک شدن اشیاء نجس به وسیله آب لازم است:
1- عین نجس مانند خون بر طرف شود
2- لباس و فرش و مانند آن فشار داده شود تا آب داخل آن خارج گردد.
3-آ ب مطلق و پاک باشد.
4- با آب قلیل دو مرتبه روی آن آب ریخته شود.
بهترین آب برای پاک کردن اشیاء نجس ، آب جاری می باشد
زمین نجس را اگر بخواهیم با آب قلیل پاک نماییم، اگر آب روی آن جاری شود ظاهر زمین پاک می شود ولی اگر زمین شنی یا ریگ باشد زیر ریگها نجس است و اگر سنگ یا زمین سخت باشد جایی که آب جریان پیدا کرده است پاک است ولی جایی که آبها جمع شده اگر فاضل آب داشته باشد و آب جمع شده داخل فاضل آب گردد پاک میشود و اگر فاضل آب نداشته باشد جایی که آبها جمع شده نجس است وپاک نمیگردد.
2-زمین : در صورتی که خشک و پاک باشد کف و ته کفش نجس راکه به وسیله راه رفتن یا مالیدن نجاست آن برطرف شود، پاک می کند.
3- آفتاب : ساختمان واشیائی که در آن آفتاب بتابد پس از رفع نجاست ، اگر دارای رطوبت باشد وبه وسیله تابش مستقیم ومداوم آفتاب خشک شود پاک می گردد.
4- استحاله : اشیاء نجس با تحول و تغییر یافتن ماهیت شان پاک می شوند(مانند تحول شراب به سرکه و چوب نجس به خاکستر)
5-کم شدن دو سوم آب انگور (نقصان) ؛ ( توجه: از روی تسامح نقصان جزء مطهرات در رساله آمده است در صورتی که آن حلال کننده است ) « آب انگور اگر بجوشد نجس نیست ولی اگر دو سوم آن کم شود حلال می شود»
6- اسلام: کافر پس از گفتن شهادتین و مسلمان شدن، پاک می شود ( بنابراین بدن، آب دهان، بینی و عرق او پاک است.)
7- تبعیت: اگر چیز نجسی بواسطه پاک شدن چیز نجس دیگری پاک شود آن را تبعیت گویند.
8- برطرف شدن عین نجاست از حیوان : هرگاه حیوانی به نجاست آلوده گردد و بعداً این آلودگی پاک شود، جای برخورد با آن پاک است و آب کشیدن لازم ندارد؛
9- استبرای حیوان نجس خوار: حیوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده است بول و غائط آن نجس می شود و با استبراء یعنی جلوگیری حیوان از خوردن نجاست و خارج شدن آن از عنوان نجاستخوار پاک می گردد؛
10- غائب شدن مسلمان: اگر بدن یا لباس مسلمانی نجس شود پس از مدتی که او را ندیدیم در ملاقات بعدی که اثری از آلودگی در بدن و لباسش نمی بینیم در صورتی که احتمال دهیم تطهیر نموده است آن را پاک و طاهر می شماریم؛
11- انتقال : با انتقال چیز نجس به گیاه، حیوان یا انسان به طوری که جزء آنها به حساب آید پاک می شود. مثل: انتقال و تبدیل توده های کود انسانی به گیاه و انتقال خون انسان به حیوان.
نجاسات
طبق اصل اولیه ((کل شئ طاهر )) همه اشیاء از نظر اسلام پاک می باشد مگر 10 چیز که به آنها نجاسات گفته میشود:
1و2 – بول و مدفوع انسان و هر حیوانی که حرام گوشت می باشد.مانند: روباه و گربه.
3- خون انسان وهر حیوانی که خون جهنده دارد.مانند:گاو وگوسفند لذا خون مار و ماهی که جهنده نمی باشد پاک است.
مسئله:اگر خون در بدن و لباس به مقدار ناخن انگشت باشد در عین نجس بودن برای نماز مانعی ندارد
4- منی انسان و حیواناتی که خون جهنده دارندنجس می باشد.
مسئله : در خروج منی از انسان غسل جنابت بر او واجب می شود.
5-مردار: الف) انسانی که از دنیا برود تا او را غسل نداده اند نجس میباشد ب)هر حیوانی که خودش بمیرد یا بدون رعایت دستور ذبح اسلامی او راذبح کنند نجس است
6و7- سگ و خوک که در خشکی زندگی میکنند، در هر وضعی که نجس و قابل پاک شدن نمی باشند.
8- مایعات مست کننده مانند شراب،آبجو و... .
مسئله :آبجو اگر مست کننده نباشد پاک است.
آب انگور اگر جوش بیاید بعضی از فقها آن را نجس میدانند و بعضی پاک ، ولی خوردن آن حرام است.
9- کافر که شامل افراد زیر می باشد:
الف)کسی که خدا را قبول ندارد.
ب)کسی که برای خدا شریک قائل است.
ج)کسی که رسالت پیامبران الهی به ویژه خاتم الانبیاء را قبول نداشته باشد.
د)کسی که یکی از ضروریات دینی نماز و اصل حجاب را انکار کندکه به انکار خدا یا پیامبر برگردد.
تذکر: انکار نمودن با عمل کردن فرق دارد، لذا کسانی که ضروریات دینی را قبول دارند ولی عمل نمی کنند مسلمان و پاک می باشند.
10- عرق شتر نجاست خوار.
تذکرات
الف)اگر بین اشیاءپاک مانند لباس و فرش و یکی از نجاسات ارتباط بر قرار شود در صورت نجس بودن یا رطوبت داشتن هر دو و یا یکی که موجب انتقال و سرایت نجاست به شیء پاک شود آن شیء پاک نجس می شود.
ب)نجاست اشیاء موجب می شود اگر با خوردنیها و آشامیدنیهای پاک تماس پیدا کند خوردن و آشامیدن و خورانیدن آن به دیگران حرام است و اگر در لباس و بدن باشد نماز خواندن با آن باطل است.
ج) از طریق موارد ذیل نجاست اشیاء ثابت می شود:
1- خود انسان یقین به نجاست پیدا کند.
2- شخصی که شیء نجس در اختیار اوست خبر بدهد.
3- دو نفر عادل به نجاست آن شیء شهادت دهند.
د) چون داخل شدن شخص « جنب و زن حائض در مسجد و حرم ، حرام است محدوده حرم تا کجاست ؛ در این باره سه نظریه وجود دارد:
1) حرم، مخصوص فضای روضه منوره است؛
2) رواق های نزدیک به روضه ی منوره تا شعاع قابل دید ضریح مطهر، حکم حرم را دارد؛
3) کلیه رواق ها حکم حرم را دارد.
چون اختلاف فتوا وجود دارد، لذا رعایت احتیاط خوب است.
آنچه زائر باید بداند:
بسم الله الرحمن الرحیم
زائرین عزیز و مجاورین محترم ،اینک که خداوند منان توفیق زیارت حضرت ثامن الحجج علیّ بن موسی الرّضا علیه آلاف التّحّیه راکه دارای فضائل بسیار می باشد ،نصیب شما فرموده و به بارگاهی که محل تردد ملائک مقرب خداست بار یافته اید ،توجه به نکات ذیل می تواند موجب قبولی زیارت و عنایت این امام رئوف گردد:
1- قبل از خروج از محل سکونت خود، حتی الامکان غسل زیارت نموده و با وضو و لباس تمیز و ساده و معطر تشرف حاصل فرمایید. خواهدان ضمن رعایت حجاب ،لازم است چادر مناسب پوشیده باشند.
2-بمنظور آسایش خاطر بیشتر سعی فرمایید فقط در حد نیاز پول و اشیاء قیمتی همراه داشته باشید و چنانچه به هر علت وجه بیشتری همراه دارید قبل از تشرف به دفاتر امانات نقدی آستان قدس رضوی در مبادی ورودی ، صحن ها و رواق های حرم مطهر تحویل و رسید آنرا دریافت کنید ،تا در اثر کثرت جمعیت موجب خسارت نگردد.
3-قبل از تشرف به حرم مطهر کفشهای خود را به کفشداریها بسپارید و چنانچه قصد همراه داشتن آنها را دارید از کیسه پلاستیکی استفاده فرمایید و از گذاشتن کفش در جلوی کفشداریها - ایوانها و دیگر قسمتها خودداری نمایید.
4-حفظ حرمت حریم قدس رضوی ایجاب می نماید که در این مکان مقدس دخانیات استعمال نگردد.
5-به خاطر حفظ و رعایت حقوق و حرمت زائرین محترم فیلمبرداری و تهیه عکس در اماکن متبرکه ممنوع می باشد.
6- در اماکن متبرکه به راهنمائی خادمین و مأمورین حرم مطهر که ملبس به لباس فرم هستند توجه کامل داشته باشید.
7-همواره و در همه جا از مست راست خود حرکت کرده و در مدخل ورودی دربها و مسیرهای تردد ، توقف نفرمایید.
8-با توجه به لزوم حفظ حرمت حریم قدس رضوی ،از خوابیدن در صحنهای مقدس و نیز بیهوده نشستن در حرم مطهر خود داری نمایید تا ضمن حفظ احترام حرم مطهر ،دیگر عزیزان زائر هم بتوانند در فضای مناسب به زیارت بپردازند.
9-جهت برخورداری از آسایش خاطر بیشتر زائرین، ورود اشیاء متفرقه به داخل اماکن متبرکه ممنوع می باشد لذا از همراه داشتن هرگونه ساک و وسیله حجیم خودداری فرمایید. در صورت همراه داشتن ، اشیاء را در ابتدای ورودیها به دفاتر مخصوص بسپارید؛
10- در حفظ نظافت و آرامش بارگاه ملکوتی حضرت رضا (ع) کوشا باشید.
11-جهت کسب معرف بیشتر به ساحت مقدس حضرت رضا (ع)حتماً آداب زیارت و سیره آن حضرت را مطالعه نمایید؛
12- پس از استفاده از مهر نماز ،قرآن و مفاتیح آنها را در محلهای مخصوص به خود قرار دهید.
13-دفتر اشیاءگمشده واقع در صحن جمهوری اسلامی پول و اشیاء پیدا شده را تحویل گرفته و اطلاعات لازم را به افرادی که پول یا شئی را گم نموده اند ارائه می نماید.
14-دفتر مرکزی رسیدگی به امور گمشدگان واقع در صحن انقلاب اسلامی و سایر دفاتر مستقر در ورودی ها و سایر صحن ها ، اطفال و افراد گمشده را تحویل گرفته و اطلاعات و خدمات لازم را به افرادی که گمشده دارند ، ارائه می نماید.
15-جهت حفظ حضور قلب زائرین محترم لطفاً هنگام تشرف به حرم مطهر تلفن همراه خود را خاموش فرمایید.
16-در صورت برخورد با وضعیت غیر عادی و یا افراد مشکوک مراتب را به اگاهی حرم مطهر واقع در صحن انقلاب اسلامی و یا به خدام و مأمورین اطلاع دهید.
17-خواهران محترمه بخاطر حفظ حرمتها از وضو گرفتن در کنار حوض های صحن های مقدس خودداری و برای این منظور از سرویسهای بهداشتی استفاده نمایند.
18-ضمن توصیه به رعایت صرفه جویی در مصرف آب متذکر می گردد استفاده از آب آشامیدنی که در محلهای خاص فراهم گردیده ،برای نظافت یا وضو شرعاً مجاز نمی باشد.
19-جهت فراهم شدن امکان خدمات رسانی مناسب و سریع در مواقع خاص ضرورت دارد شماره تلفن و آدرس محل اقامت خود و اعضاء خانواده را همراه داشته باشید.
20-اکیپ فوریتهای پزشکی برای برادران در صحن های انقلاب اسلامی –آزادی –گوهرشاد و برای خواهران در صحن جمهوری اسلامی و رواقهای دارالاجابه و گنبد حاتم خانی مستقر و اماده خدمات رسانی به زائرین محترم می باشد.
21-خدمات صندلی چرخدار برای مساعدت سالمندان ،بیماران ناتوان و.....در دفاتر ابتدای ورودی به حرم مطهر رضوی ارائه خدمت خواهند نمود.
22-دارالشفاء امام واقع در دوربرگردان خیابان شیرازی آماده پذیرش بیماران می باشد.
23-دفاتر اطلاع رسانی در مبادی ورودی به حرم مطهر رضوی علاوه بر ارائه فعالیت های آستان قدس آماده پاسخگوئی به سؤالات دینی زائرین عزیز می باشد.
24-دفاتر پاسخگویی به مسائل شرعی در صحن های انقلاب اسلامی،آزادی و مسجد گوهرشاد آماده پاسخگویی به سؤالات دینی زائرین عزیز می باشد.
25-دعوت نامه مهمانسرای حضرت رضا (ع) همه روزه بطور متناوب در محل های اقامتی زائران اعم از هتل ،مهمانپذیر،مسافرخانه و سایر اماکن مربوطه توسط نمایندگان آستان قدس رضوی توزیع می گردد.
26-اطلاع از نظرات سازنده مجاورین محترم و زائرین عزیز در ارتقاء سطح خدمات رسانی در اماگن متبرکه مؤثر می باشد ،لطفاً پیشنهادات و انتقادات خود را بصورت مکتوب در صندوق هایی که بدین منظور در مدخل صحن های مطهر نصب گردیده قرار دهید.
با آرزوی قبولی زیارت شما
کرامات رضوی :
آیا معجزه، ویژه پیامبران بوده است؟
« معجزه» به معنای « انجام کار خارق العاده برای اثبات نبوّت»، ویژه پیامبران بوده است، امّا در قرآن کریم، نام کسانی را می توان دید که پیامبر نبوده اند ولی کارهایی خارق العاده از آنان سر زده است که انسان های معمولی تاب و توان انجام آن را ندارند.
کار های شگفت و خارق العاده ای که از سوی جز پیامبران انجام می گیرد « کرامت» نامیده می شود.
به سخنی دیگر، «معجزه» و « کرامت» هر دو به کارهای شگفت و خارج از توان بشر معمولی، گفته می شود با این فرق که: معجزه ، کارهای خارق العادة انبیا ست که بر آنند با آن، درستی ادّعای رسالت خود رااثبات کنند، ولی کرامت، کارهای خارق العادة انسانهای بزرگ و بندگان محبوب خداست که ادّعای پیامبری ندارند، بلکه به پیامبران الهی باور دارند و از آن رو که در راه بندگی خدا به جایگاه و پایگاه ویژه ای دست یافته اند، خداوند به آنان توان، دانش و ویژگیهایی را ارزانی داشته است تا بدین وسیله ایشان را بر دیگران برتری بخشد.در قرآن کریم، کرامتهایی برای جز پیامبران بازگو شده است که برای نمونه به یک مورد از آن اشاره می نماییم.
در سورة نمل، آیة 40 ، خداوند متعال فرموده است که چون سلیمان، ملکة سرزمین سبأ را به سوی خود فرا خواند، برای نشان دادن قدرت خود به وی آهنگ آن کرد تا تخت فرمانروایی او را به سرعت و به گونه ای شگفت، پیش از آنکه وی نزد او آید، حاضر سازد.
از این رو، سلیمان به اطرافیانش گفت: آیا کسی توان چنین کاری را دارد؟ یکی از کسانی که بهرهای از دانش کتاب (علم الکتاب) را داشت، پاسخ داد: من در چشم بر هم زدنی ، می توانم آن تخت را از سرزمین دور به اینجا بیاورم. پس سلیمان چون نگریست ، تخت را بی درنگ، در برابر خود یافت.
در حدیثی آمده است که « ابو سعید خدری » از حضرت رسول (ص) پرسید: آن که بهره ای از دانش کتاب را داشت و توانست چنین کار شگفتی را انجام دهد، چه کسی بود؟
پیامبر (ص) فرمود: وی وصّی سلیمان بود.
سپس ابو سعید پرسید: کسی که دانش کتاب نزد اوست و خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:« من عنده علم الکتاب» کیست؟
پیامبر (ص) فرمود:« ذاک أخی علی بن ابی طالب» « او برادرم علی بن ابی طالب است».
در برخی از روایات آمده است که اسم اعظم الهی، هفتاد و سه حرف است که یک حرف آن نزد « آصف بن برخیا» - وصیّ سلیمان- بود که توانست آن کار شگفت را انجام دهد.نزد امامان اهل بیت (ع) هفتاد و دو حرف آن است و یک حرف آن ویژه ذات پاک خداوند است.
بنابراین ، آنچه از متون روایی بر می آید ، آن است که امامان معصوم (ع) که جانشینان راستین پیامبر اکرم (ص) بوده اند ، از توان و قدرتی خارق العاده و شگفت بهره مندند که در پرتو آن می توانندبندگان خدا را به سوی راه حق هدایت کنند و اینان را در مسیر معارف قرآنی وسنّت نبوی راهنما باشند.
معجزه پیامبران و کرامت اولیا به اجازه خداوند است.
آنچه بر هر مسلمان و شیعة خاندان عصمت طهارت واجب است، اعتقاد به قدرت مطلق و بی چند و چون خداوند است که هیچ قدرتی مستقل از قدرت او نیست.
بنا براین اگر پیامبران و امامان (ع) معجزه یا کرامتی از خود نشان می دهند به اذن پروردگار هستی بخش است و اینان از خود توان چنین کاری را ندارند.افتخار پیامبران و امامان (ع) این بوده است که بندگان خدایند و سر بر آستان بندگی او فرو آورده اند.بنابراین مؤمنان راستین کسانی اند که با اعتقاد به معجزه و کرامت، از توجه به قدرت بی چند و چون الهی غافل نیستند و خواست و ارادة خداوند را باور دارند. اگر عیسی (ع) کور مادرزاد را شفا می داد و یا بیماران بی درمان را به گونه ای شگفت شفا می بخشید ، بر آن بود تا مردم را به سوی خداوند فرا خواند و یاد آورد که چنین کارهایی را به اجازه پروردگار انجام می دهد.امامان (ع) نیز اگر کرامتی از خود نشان می دهند، از آن روست تا زائران و دوستان آنان با دیدن آن کرامتها، به خداوند توجه کنند و راه امامان را که همان راه پیامبر (ص) و راه قرآن است در پیش گیرند، از گناهان پرهیز کنند و به بندگی و فرمانبری خداوند، روی آورند
نگاهی به کرامت های رضوی :
زائران بسیاری که از راههای دور و نزدیک به زیارت امام علی بن موسی الرضا (ع) آمده و می آیند، چه بسا گوشه ای از عنایات و نگاه های مهر آمیز آن امام را یا دیده اند یا از افرادی مطمئن شنیده اند.
در این باره کتاب های بسیاری نوشته شده است و موارد ثبت شده در آستان قدس رضوی فراوان است، ولی در اینجا نمونه وار ، به چند مورد کوتاه اشاره خواهیم داشت.
1-راهنمایی زائران راه گم کرده
محدث نوری (ره) در کتاب دارالسلام نوشته است:« یکی از خدام حرم رضوی، هنگامی که در رواق « دارالحافظ» نوبت استراحت خود را سپری می کرد به خواب رفت در عالم رؤیا مشاهده نمود که در حرم باز شد و امام علی بن موسی الرضا(ع) از آن در رو به سوی او آورد و به او فرمود ، از خواب برخیز و از خادمان حرم بخواه تا مشعلی را بالای گلدسته روشن نگاه دارند، زیرا گروهی از زائران عرب بحرین به زیارت من می آیند ولی در منطقة «طرق» به دلیل تاریکی شب پوشیده شدن جاده به وسیلة برف، راه را گم کرده اند، مشعل را بالای گلدسته روشن نگاهدارید تا مگر آنها با دیدن آن جهت راه را تشخیص دهند، علاوه بر این به متولّی حرم بگو جمعی از خادمان را با مشعل به سوی منطقه طُرُق روانه کند و به استقبال زائران برود.
خادم از خواب بیدار شد و آنچه امام در خواب فرموده بود انجام داد. متولّی حرم با جمعی از خادمان مشعلها را روشن کرده و به سوی طرق – که مسیر نیشابور به مشهد واقع شده و در یک منزلی قدیم مشهد قرار گرفته بود – حرکت کردند و سرانجام توانستند در آن شب برفی، سرد و طوفانی ، زائران عرب زبان بحرین را پیدا کنند و مورد استقبال قرار دهند. پس از آن که زائران از نگرانی و خطررهایی یافتند، سرگذشت خود را چنین باز گفتند:
« و ما به سمت مشهد در حرکت بودیم که برف و سرما شدت گرفت ، هوا طوفانی شد به طوری که از یک سو راه را گم کردیم و از سوی دیگر به خاطر سردی هوا ، دست وپای ما بی حس شد و قادر به حرکت نبودیم، زمینگیر شدیم و برای مرگ آماده شدیم و دور هم حلقه زدیم و فرشی را روی سر خود افکندیم تا مگر قدری از سرما کاسته شود، شرایط سخت و توان فرسایی بود و برخی می گریستند.
در میان ما مرد صالح و شایسته ای حضور داشت که به دلیل خستگی و چه بسا سرما، در آستانه خواب قرار گرفت و در همان شرایط حضرت رضا (ع) را ملاقات کرد که به او فرمود:
برخیزید و به راه ادامه دهید ، من گفته ام تا بر فراز گلدسته مشعلی روشن کنند، شما به همان سو حرکت کنید ، گروهی از خادمان نیز به استقبال شما می آیند. این بود که ما برخاستیم و با امید به راه رفتن ادامه دادیم، تا این که وعده آن امام رئوف و مهربان تحقق یافت و با شما روبرو شدیم».
لازم به یاد آوری است که نقل این گونه رخدادها بدان معنی نیست که خواب هر کس را باور کنیم، زیرا به طور کلی، خواب به دو دستة خوابهای صادق و دروغ تقسیم می شود. علاوه بر این برخی افراد نا آگاه یا فرصت طلب برای فخر فروشی یا اهداف نادرست دیگر به دروغ ، خواب هایی را نقل می کنند و حتی از مردم می خواهند آن را برای دیکران بازگویند یا بنویسند. زائران محترم باید بدانند که خوابهای صادق و راست، دارای نشانه های صدق است ، همانند خوابی که خادم امام رضا (ع)دراین واقعه دیده بود و نشانه قطعی نوشته می شود پذیرفتنی نیست. باید مطالب دینی و حتی این گونه مسایل را از دانشمندان دینی دریافت که پرهیزکارند و پیش از هرچیز درستی و یا نادرستی هر نکته و مطالبی را از آنان پرسید ، زیرا شیطان صفتها و فرصت طلبها همیشه می کوشند از هر راهی به ایمان و اعتقاد مردم آسیب رسانند. خواب و رویای درست چنین ویژگیهایی را داراست:
1- دارای نشانه های صدق خارجی است.
2- با باورهای دینی و قرآنی سازگار است
3- با احکام و برنامه های دینی همسازی دارد.
4- دانشمندان و کارشناسان آن را تأیید می کنند.
از این رو هرگاه یکی از این نشانه ها درنقل خواب نباشد به آن خواب اعتنا نمی شود و نباید آن را باز گفت.
آگاهی امام از خواسته های قلبی زائران
قطب الدین راوندی که یکی از محدثان شیعه است، از (ریان بن صلت)نقل کرده است که وی گفت : به دیدارامام علی بن موسی الرضا (ع) درخراسان رفتم ، درمیان راه با خود گفتم: چه خوب بود که امام از سکه هایی که به نامشان ضرب شده است، به من هدیه می کردند. به منزل امام رسیدم و وارد شدم . ( سلام کردن و اجازه خواستم بنشینم) هنوز آرزوی خود را بازگو نکرده بودم ، که آن حضرت به خدمتکار خود فرمود: میهمان ما دوست دارد از سکه هایی که نام من بر آن نقش بسته است ، هدیه بگیرد .سی درهم بیاور و به وی تقدیم کن (وقتی این لطف و محبت را ازامام دیدم در دل گفتم : ای کاش امام از لباسهایی که تاکنون پوشیده اند به من هدیه دهند. هنوز در این فکر بودم که امام دوباره به خدمتکار خود رو کرد و فرمود: از لباسهایم بیاور و در اختیار این میهمان بگذار.
آگاهی پیامبر (ص) و امامان(ع) به گفتگوهای قلبی دوستان و مومنان و زائران خود ، یکی از باورهای شیعه امامیه است زیرا درنظر شیعه ، خداوند به پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) به دلیل جایگاه و منزلتی که نزد او دارند ، چنین توان وقدرتی را داده است تا دلیلی باشد بر حقانیت آنها و نشانه ای باشد بر درستی راه و خط مشی آنها .
شیخ صدوق (ره) به سندش از أبی بصیر نقل میکند که او به امام صادق (ع) گفت: چرا خداوند به انبیاء و رسولان و شما معجزه عطا کرده است؟ حضرت فرمود: برای اینکه دلیلی باشد بر صدق آورندة آن.
در یکی از روزها حضرت جواد الائمه (ع) در کنار دجله ایستاده بود، فردی به آن حضرت گفت: شیعیان شما بر این باورند که شما به آنچه در این رودخانه وجود دارد آگاهید و حتی وزن آن را می دانید.
حضرت فرمود: آیا خداوند می تواند این دانش را به موجودی کوچک و ضعیف چون پشه ارزانی کند؟
آن فرد پاسخ داد: آری خدا چنین قدرتی دارد.
امام فرمود: پس چندان شگفت نخواهد بود اگر خدا این دانش را به یک انسان که نزد او گرامی تر است عطا کرده باشد.
2- پاسخ امام به نامه ناخوانده
هنگامی که امام موسی بن جعفر (ع) به شهادت رسید، امامت به علی بن موسی (ع) رسید. ولی برخی شیعیان و یاران موسی بن جعفر (ع)، هنوز به این امر باور نداشتند و نمی دانستند که به راستی امام پس از موسی بن جعفر (ع) کیست. از این رو تلاش می کردند که از راه های ممکن، امام راستین را بشناسند. حسن بن علی وشّاء ، یکی از یاران امام موسی بن جعفر (ع) می گوید: هنوز به امامت علی بن موسی(ع) یقین نیافته بودم و می خواستم به این یقین دست یابم، از این رو چندین پرسش را در نامه ای نوشتم، تا بدین سان وی را بیازمایم. در حالی که نامه را در زیر لباس پنهان کرده بودم ، نزد ایشان رفتم و منتظر بودم تا اجازة ورود بیابم، ناگاه جوانی از خانه بیرون آمد و با صدای بلند گفت: کدام یک از شما « حسن بن علی وشّائء» است؟ گفتم: منم. جوان نوشته ای را به من داد و گفت : علی بن موسی الرضا (ع) این نامه را برای تو نوشته است. نامه را گرفتم ، آن را گشودم و دیدم که علی بن موسی پرسشهای مرا ، یک به یک پاسخ داده است ، در حالی که پرسشها هنوز نزد من بودو به ایشان نداده بودم . این گونه بود که امامت آن گرامی را باور کردم و به آن اعتقاد یافتم.
پس زائران آگاه بیش از آنکه در زیارت خود ، بر آورده شدن حاجت ها و نیاز های خود را در نظر داشته باشند، به این حقیقت توجه کنند که باید درس توحید و دینداری و دین خواهی را از امامان فرا گرفت و از مکتب اهل بیت (ع) برای درس آموزی و دین شناسی بهره برد و از آستان مهر و محبت ایشان ، به اطاعت و بندگی خدا رسید ، حرام الهی را کنار نهاد و تکالیف واجب را انجام داد ، چیزی که امامان را خشنود می سازد و لطف و محبت و دعای آنان را ارزانی، می دارد.
3- آگاهی امام به آینده
دعبل خزاعی یکی از شاعران بزرگ روزگار امام علی بن موسی (ع) بود که با وجود شرایط دشوار آن زمان ، در برابر مخالفان اهل بیت (ع) در مدح وستایش اهلبیت عصمت و طهارت (ع) شعر می سرود و با اشعار خود ، امامان را به همة مردم می شناساند. در یکی از مجالس که دعبل شعری دربارة حضرت رضا (ع) و کرامتهای آن بزرگوار سروده بود ، آن امام مهربان سکه هایی از نقره که نام رضوی بر آن نقش بسته بود ، به وی هدیه داد. دعبل که از سر محبت و ارادت شعر سروده بود و پول و هدیه ای را چشم نداشت، پول ها را نپذیرفت و باز گرداند. اما امام فرمود : این سکه ها را بگیر زیرا به آن نیاز خواهی یافت. دعبل می گوید : از مجلس امام بیرون آمدم و به خانه بازگشتم ، چون به خانه رسیدم ، خانه را از اسباب و اساس خالی دیدم و دریافتم که ، اموال خانه دزدیده شده است. این جا بود که سکه های نقره را فروختم و مردم به بهای خوبی از من خریدند، چون نام امام بر آن نقش بسته بود . مردم در برابر سکه ای نقره ، سکه ای طلا به من می دادند و بدین گونه آنچه را نیاز داشتم فراهم ساختم. سخاوتمندان و گشاده دستان ، هیچ نیازمندی را از خویش نا امید و بی بهره بر نمی گردانند . خاندان عصمت و طهارت (ع) که مهر وجود و سخاوت را از پیامبر (ص) به ارث برده اند ، زائران خویش را بی پاسخ نخواهند گذاشت ، ولی چه زیباست که زائران نیز هم چون دعبل ، از سر مهر محبت و با معرفت ، به زیارت امام آیند و بدانند که این خاندان ، دوستان خود را وا نمی نهند و حتی نیاز های آیندة آنان را نیز در نظر دارند.
سخنی از پیامبر خدا (ص)
پاره ای از تن من در سرزمین خراسان دفن خواهد شد . هیچ کسی وی را زیارت نمی کند مگر خداوند گرفتاری ها و اندوه هایش را از میان می برد و گناهان او را می آمرزد.
چه شایسته و زیباست که زائران حرم رضوی نیز ، امیدوار و با شناخت امام خویش ، در این حرم گام گذارند و با آن حضرت پیمان بندند که از این پس پاکی خود را پاسدارند و دامان خویش را به گناه و معصیت نمی آلایند.
((بر خلاف برخی از مذاهب و مکاتب که پیروان خود را به پیروی کور کورانه دعوت میکنند ،و از انان میخواهند تا بدون تفکر و سوال ، مطا لب انان را بپذ یرند !در مکتب اهل بیت (ع) و در نظر پیشوایان شیعه اما میه ، نه تنها سوال کردن و گفتگو در باره مسایل مهم د ین ممنوع نیست ، بلکه شایسته تشویق نیز هست . ))


منابع:مهویزان ،.nasimerezvan.com ،نقل از کتاب ارمغان ملکوت
چاپ بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی

 


بازگشت