دین و مذهب
مبعثت پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم)
بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت
به مقام رسالت، مهمترین فراز از تاریخ اسلام بوده و نزول قرآن کریم
نیز از این زمان آغاز میگردد. کلمه بعثت به معنای برانگیخته شدن
بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال
برای هدایت دیگران میباشد.
همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی برمیآید، مسأله
بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از
خصوصیات و نشانهها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از
اهل کتاب و پارهای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی
داشتهاند. نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و
سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی
(علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه
السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه
و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده
است.
بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر مینماید) دانشمندان اهل
کتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون نزدیکترین
کسان خود میشناخته اند. با مراجعه به تاریخ میتوان افراد زیادی
را یافت که در انتظار ظهور و بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و
آله و سلم) بودهاند و افرادی از میان آنها، حتی به امید دیدار
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محل سکونت، مکان هجرت و یا
حتی گذرگاه عبور و مرور آینده پیامبر هجرت کرده بودند که به عنوان
نمونه، میتوان به "بحیرای راهب" اشاره نمود.
بنابر این بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)،
حادثهای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت این امر سبب
میشد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش
آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش
رو داشتند، آماده سازد. به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر
(صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق
العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این
دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کردهاند. حضرت علی (علیه
السلام) میفرمایند: "خداوند بزرگترین فرشته خود را از خردسالی
پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته در تمام لحظات شبانه
روز با آن حضرت همراه بود و او را به راههای بزرگواری و اخلاق
پسندیده و شایسته رهبری میکرد."
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و
طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر
جامعه آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج میبردند. همچنین
به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از
آنها کناره میگرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است)
میرفتند. این کنارهگیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از
پیامبر نیز وجود داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر
(صلی الله علیه و آله و سلم) پایهگذار این رسم بوده است. او به
هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه میرفت و مستمندانی را
که از آنجا میگذشتند، اطعام مینمود.
در واقع میتوان گفت که این خلوتگزینی، زمینهای برای تقویت هرچه
بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و
مقدمهای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت به شمار میرفته است.
در دوران این خلوتگزینیها نیز همچون سایر مراحل گوناگون زندگی
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام)
(که پرورش یافته در خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در
دامان ایشان است)، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را
همراهی مینمود و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه و آب و غذا میبرد.
پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به
مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را
طواف مینمودند.
این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی
رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیعترین و خاضع و
خاشعترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به
پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار
گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش
هدایت کند.
نزول اولین وحی
به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و
سلم) در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق
افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام،
چهل سال داشتند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی
بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و
هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور
ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او
بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر
فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند
نازل نمود:
"بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من
علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم.
به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید.
آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است.
خدایی که بهوسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمیدانست،
آموخت."
همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که
از آن جمله میتوان به شنیده شدن صدای نالهای اشاره نمود. حضرت
علی (علیه السلام) در این باره میگوید: "صدای ناله شیطان را در
هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: "یا رسول الله
این ناله چیست؟" فرمود: "این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و
ناامید شده و چنین به ناله در آمده است." سپس رسول اکرم (صلی الله
علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: "تو میشنوی آنچه را من میشنوم و
میبینی آنچه را که من میبینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط
وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمیشوی."
همانطور که قبلاً نیز بیان شد، حضرت علی (علیه السلام) در مواقع
مختلف از جمله در دوران خلوتگزینیهای پیامبر (صلی الله علیه و
آله و سلم) همراه حضرت بودهاند و این سخن امام علی (علیه السلام)
در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان میدارد که ایشان در لحظه
نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشتهاند. البته مطالعات
تاریخی بیان مینماید که تنها شخصی که در آن لحظات، پیامبر را
همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای
همراهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن لحظات را
ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار
دیگر به آسمان بازگشت.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول اولین وحی
همانطور که در قسمتهای پیشین اشاره شد، قبل از بعثت، به پیامبر
(صلی الله علیه و آله و سلم) الهاماتی میشد و ایشان حالات فوق
العادهای داشتند. اما کیفیت نزول اولین وحی بر پیامبر (صلی الله
علیه و آله و سلم) و موضوع آن، بهطور کلی با الهامات قبل از بعثت
ایشان متفاوت بود. و این امر سبب شد تا حالات روحی پیامبر (صلی
الله علیه و آله و سلم) و در نتیجه حالات جسمانی ایشان تغییر
نماید. برای این تغییر حالت دو دلیل را میتوان برشمرد:
اولاً ایشان در هنگام نزول اولین آیات قرآن، عظمت و جلال خداوند را
هرچه بیشتر احساس کردند.
ثانیاً در هنگام بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بار بزرگ
رسالت به عهده ایشان نهاده شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و
سلم) در شرایطی موظف به ابلاغ رسالت الهی خویش به مردم گشتند که
جزیرة العرب را اوضاع نابسامان اجتماعی فراگرفته بود و در چنین
شرایطی واضح بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از
ابلاغ دعوت خویش نه تنها مورد تکذیب و تهمتهای ناروا و آزار و اذیت
مشرکین قرار میگرفتند، بلکه آنان در مسیر رسیدن پیام پیامبر (صلی
الله علیه و آله و سلم) به سایر مردم موانع بسیاری را ایجاد خواهند
نمود. مجموعه این عوامل باعث دگرگونی حالت پیامبر (صلی الله علیه و
آله و سلم) شد. اما خداوند نیز در این شرایط پیامبرش را تقویت نمود
و ایشان را برای به انجام رساندن مسئولیت عظیم رسالتش، بیش از پیش
آماده ساخت.
بازگشت از کوه حرا
پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند
و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامیکه به خانه رسیدند
ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله
علیها) بازگو نمودند. خدیجه (سلام الله علیها) نیز که در سالهای
همسری با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آثار بزرگی و پیامبری
در ایشان را دیده بود، گفت:
"به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، بسر بردهام، و
امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی."
نزول سوره مدثر
در همین روزهای آغازین بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
بود که در هنگام استراحت ایشان، جبرئیل برای بار دیگر بر پیامبر
(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آیات نخستین سوره مدثر را
بر ایشان خواند که:
"بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و
ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر
به نام خداوند بخشنده مهربان،ای کسی که جامه به خود پیچیده ای،
برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و
لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی
ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر"
میتوان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله
علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی
خداوند بوده و لحظهای از آن غافل نباشد و بدین گونه بود که اولین
آیههای کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و
سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند.
نخستین مسلمانان
همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، حضرت علی (علیه السلام) به دلیل
نزدیکی با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، همراه
ایشان بودهاند که لحظه نزول اولین وحی هم یکی از آن مواقع بوده
است. پس بسیار طبیعی به نظر میرسد که حضرت علی (علیه السلام) که
از نزدیک این وقایع عظیم و مبعوث شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله
و سلم) در غار حرا، از جانب خداوند متعال را نظارهگر بودهاند، در
آنجا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورده و به
عنوان اولین مسلمانان، چه در میان زنان و چه در میان مردان یاد
شوند.
خود ایشان نیز در چندین خطبه (در نهج البلاغه) که در حضور عموم
مسلمانان و بیشتر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد
میشد، میفرمایند: "من بر فطرت یکتاپرستی متولد شدم و از دیگران
به ایمان و هجرت سبقت گرفتم."
همچنین میفرمایند: "هیچکس قبل از من به دعوت حق روی نیاورده است."
در مورد اولین زن مسلمان نیز باید گفت که به اتفاق عموم مورخان
اسلام، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین زن مسلمان بودهاند،
چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مبعوث شدن با اولین
کسی که برخورد داشتهاند، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده،
ضمناً، همانطور که در قسمتهای قبل نیز بدان اشاره شد، ایشان در
گفتار خویش تلویحاً پیامبری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را
تصدیق نموده اند.
بعد از این دو بزرگوار میتوان به ابوذر غفاری که جزو اولین
مسلمانان بوده نیز اشاره کرد.
دوران بعثت در كلام اميرالمؤمنين (ع)
اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايند:
«خداوند پيامبر اسلام (ص) را زماني فرستاد كه مردم در فتنهها
گرفتار شده و رشتههاي دين پاره شده بود... چراغ هدايت بينور و
كوردلي همگان را فرا گرفته بود. خداي رحمان معصيت ميشد و شيطان
ياري ميگرديد... با دست مردم جاهل، نشانههاي شيطان آشكار و پرچم
او افراشته گرديد. فتنهها، مردم را لگدمال كرده و يا سمهاي محكم
خود نابودشان كرده و پابرجا ايستاده بود. اما مردم حيران و
سرگردان، بيخبر و فريبخورده، در كنار بهترين خانه (كعبه) و
بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگي ميكردند. خواب آنها بيداري و
سرمۀ چشم آنها اشك بود، در سرزميني كه دانشمندان آن لب فروبسته و
جاهل گرايي بود.»[1]
بعثت رسول اكرم (ص) و اهميت آن
در اين هنگام كه بشريت در كوير خشك رذايل گرفتار بود؛ مردي در دل
كوههاي مكه، خدا را عبادت ميكرد. در كنار بتها و ظلمها زندگي كرد
ولي هيچگاه بت را سجده نكرد و دامن مقدسش به ظلم آلوده نشد. به
فرمودۀ امام حسن عسكري (ع):« چون چهل سال از عمر ايشان گذشت؛ حق
تعالي دل او را بهترين دلها و خاشعتر و مطيعتر و بزرگتر از همه
دلها يافت. پس به ديده آن حضرت نور ديگر داد و امر فرمود كه درهاي
آسمان را گشودند و فوج فوج ملائكه به زمين آمدند و آن حضرت نظر
ميكرد و ايشان را ميديد و رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت
متصل گردانيد. پس جبرئيل فرود آمد و اطراف آسمان و زمين را فرو
گرفت و بازوي آن حضرت را حركت داد و گفت: يا محمد بخوان، فرمود: چه
بخوانم، گفت:
«اقرء باسم ربك الذي خلق خلق الانسان من علق»[2] [3]
بنابراين لطف الهي شامل جهانيان گرديد و پيامبر خاتم (ص) به رسالت
مبعوث گشت و خداوند او را چونان باران بهاري براي تشنگان حقيقت و
مايه سربلندي و عزت و شرافت يارانش قرار داد. اگر روز هجرت پيامبر
(ص) از مكه به مدينه بسيار مهم بود و به همين جهت به پيشنهاد حضرت
علي (ع) آغاز تاريخ مسلمانان گرديد؛ اهميت آن بدين جهت ميباشد كه
هجرت زمينهساز تحقق اهداف و آرمانهاي بعثت به شمار ميرفت و در
واقع روز بعثت «روز تولد شخصيت والاي پيامبر اكرم (ص)» است.
پيامبري كه اشرف مخلوقات است و سيد اوصياء پيامبري كه خداوند ميثاق
او را از تمام عوالم هستي، حتي ابناء الهي گرفت؛ «مأخوذاٌ علي
النبيين ميثاقه»[4] پيامبري كه محور پرستش در كل عالم تكوين است.
پيامبري كه خداوند فرمود:«لولاك لما خلقت الافلاك» او كه نسبت به
مؤمنين مظهر رحمت است و رأفت؛ « بالمؤمنين رؤوف رحيم»[5] و براي
جهانيان رسول رحمت؛ «و ما ارسلناك إلا رحمة للعالمين».[6]
او كه پيشواي پرهيزكاران و وسيله بينايي هدايت خواهان است. چراغي
با نور درخشان، ستارهاي فروزان و شعلهاي با برقهاي خيرهكننده و
تابان است. راه و رسم او با اعتدال، روش زندگي او صحيح و پايدار،
سخنانش روشنگر حق و باطل و حكم او عادلانه است.[7]
اهداف بعثت از ديدگاه قرآن
در قرآن كريم براي بعثت انبياء و در رأس آنان رسول اكرم (ص) به
اهدافي اشاره شده است كه به ذكر چند نمونه آن اكتفا ميكنيم:[8]
1- اتمام حجت:
«رسلآٌ مبشرين و منذرين لئلا يكونَُ للناس علي الله حجة بعد الرسل»
«پيامبراني كه بشارت دهنده و بيم دهنده بودند تا بعد از اين
پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند.» (نساء/ 165)
2- قيام به عدالت:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الكتاب
و الميزان ليقوم الناس بالقسط»
«ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم و به آنها كتاب و ميزان
نازل كرديم، تا مردم قيام به عدالت كنند.» (حديد/ 25)
3- هدايت و رهايي از ظلمت:
«الر- كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الي النور»
«اين كتابي است كه بر تو اي پيامبر (ص) نازل كرديم، تا مردم را از
تاريكيها به سوي روشنايي درآوري.»
4- آموزش كتاب و حكمت:
«هوالذي بعث في الاميين رسولاٌ منهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و
يعلمهم الكتاب والحكمه»
«خداوند كسي است كه در ميان جمعيت درس ناخوانده، رسولي را از
خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها ميخواند و آنها را تزكيه
ميكند و
به آنها كتاب و حكمت ميآموزد.»
5- تهذيب و پاكسازي: كه آيه قبل به اين هدف نيز اشاره دارد.
6- آزادي و آزادگي و رهايي از جهل و ناداني:
«الذين يتبعون الرسول النبي... و يضع عنهم اِصْرَهُم و الاغلال
التي كانت عليهم»
«كساني كه از فرستادۀ خدا پيامبر (ص) پيروي ميكنند... پيامبري كه
بارهاي سنگين و زنجيرهايي كه بر آنها بود را برميدارد كه منظور از
زنجير در اينجا عبارت است از: زنجير جهل و ناداني، بت پرستي و
خرافات، بيعدالتيها و
قوانين نادرست.»
7- آزادي انسانها از زير يوغ طاغوت و دعوت به سوي خداي يكتا:
«ولقد بعثنا في كلِ امة رسولاٌ أن اعبدوا الله
واجتنبوا الطاغوت»
«ما در هر امتي رسولي برانگيختيم كه خداي
يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.»
چنانچه كه اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه ميفرمايند:
«فبالغ (ص) في النصيحه، ومَضي علي الطريقَهِ، وَدَعا الي الحكمه و
الموعظة الحسنه»
«پيامبر در نصيحت و خيرخواهي نهايت تلاش را كرد و آنان را به راه
راست هدايت نمود و از راه حكمت و موعظۀ نيكو، مردم را به خدا دعوت
فرمود».[9]
هدف بعثت در كلام نوراني رسول اكرم (ص)
آنچه در بيان هدف بعثت در كلام حضرت رسول اكرم (ص)، محمّد مصطفي
(ص) تجلي نموده است؛ تكميل و ارتقاء ارزش اخلاقي است. چرا كه
فرمودند:
«إنّما بُعِثْتُ لِأُتِمَمَ مكارمَ الاخلاقِ»
رسول اكرم (ص) جامعه جاهلي آن زمان را به جامعهاي پرفروغ تبديل
نمود و با سلاح اخلاق كه برندهتر از شمشير بود؛ چنان تحولي در آن
جامعه پديد آورد كه حيرت جهانيان را برانگيخت و اين رسالت فقط
مخصوص اوست كه اشرف مخلوقات است؛ چرا كه خداوند ميفرمايد:
«إنكَ لعلي خلق عظيم»[10]
و بر همين اساس، خداي رحمان او را بهترين الگو و اسوه قلمداد
ميكند:
«لَقَدْ كان في رسولِ اللهِ اسوة حسنة»[11]
او كسي است كه در عبوديت به كمال مطلق رسيده و برترين مخلوقات گشته
و همتايي ندارد. چنانكه اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه
ميفرمايند:
«حضرت محمد بنده و فرستادۀ بزگريده و انتخاب شده اوست كه در فضل و
برتري، همتا ندارد و هرگز فقدان او جبران نگردد..»[12]
او عبد مطلق خدا و سرچشمه فضايل اخلاقي است؛ لذا خداوند عزوجل تمام
جنود نوراني و صفات و اخلاق حميده را به عبد مطلق خود عطا و از
قواي امدادي براي گسترش بندگي در عالم مقرر فرموده است. اگر غايت
خلقت پرستش است، «ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون» اي ليعرفون؛
اگر براي معرفت خلق شدهايم، «بِنا عُرِفَ الله و بنا عبدالله» كه
در رأس معصومين وجود مقدس نبي اكرم (ص) قرار دارد. در واقع اخلاق
حميده ابزار پرستش الهي ميباشد كه در اختيار رسول اكرم است و راه
رسيدن به آن تولي تام به ولايت نبي اكرم (ص) است و از طريق همين
تولي است كه نور اخلاق حميده كه از فروع ولايت ايشان است در ما
تجلي ميكند و شرط اساسي آن نيز، تولي به ولايت امام المتقين، علي
بن ابيطالب (ع) است چرا كه حضرت رسول فرمود: «أنا مدينه العلم و
عليُ بابها» و نيز خداوند در يوم غدير فرمودند:
«اليوم اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم و أتْمَمْتُ عليكُم
نعمتي...»[13]
و نكته مهم اين است كه رسالت حضرت، رسالتي است تاريخي. اوست كه
محور تهذيب در كل تاريخ است. اوست كه پيامآور اخلاق در كل تاريخ
است و پايان تاريخ چيزي نيست، جز همان مدينه عدل نبوي. مدينهاي كه
در آن ريشۀ رذايل خشك گرديده و اخلاق كريمه جهاني ميگردد چرا كه
برايند تاريخ رو به تكامل است چون تحت مشيت الهي است لذا سير نزولي
را برنميتابد و در نهايت جامعه واحد جهاني بر محور نبي اكرم شكل
گرفته و همگان بطور هماهنگ، خداوند را پرستش كرده و متخلق به اخلاق
حميده ميگردند و در پاسخ به سؤال «لمن الملك» در گسترۀ زمين از
چهارگوشۀ عالم گفته ميشود: «لله الواحد القهار» به بركت ظهور حضرت
بقية ا...الاعظم. ان شاء ا....
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . نهج البلاغه- خطبه 2
[2] . سوره علق – آيات 1و 2
[3] . قمي، شيخ عباس؛ منتهي الآمال، مؤسسه انتشارات هجرت، قم،
تابستان 1382، چاپ پانزدهم، ج 1، ص 103
[4] . نهج البلاغه- خطبه 1
[5] . سوره توبه- آيه 128
[6] . سوره انبياء - آيه 107
[7] . نهج البلاغه – خطبه 94
[8] . محمدي اشتهاروي، محمد؛ مقاله بعثت يا طلوع خورشيد، نرم افزار
پيامبر اعظم در اينترنت، مركز تحقيقات كامپيوتر علوم اسلامي
[9] . نهج البلاغه – خطبه 95
[10] . قم- آيه 4
[11] . احزاب – آيه 21
[12] . نهج البلاغه – خطبه 151
[13] . مائده - آيه 3
منابع: مهویزان به نقل از پژوهشکده باقرالعلوم، وفاق